دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۹۹

مولوی
بی من به زبان من سخن می آید من بی خبرم از آنکه می فرماید
زهر و شکر آرزوی من می آید ز آینده که داند چه کرا میشاید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به مفهوم تسلیم و فنای اراده‌ی شخصی در برابر حقیقتی برتر اشاره دارد. شاعر در این فضای فکری، خود را تنها واسطه‌ای برای بیان سخنان یا وقوع رویدادها می‌داند که آگاهیِ نفسانی‌اش در آن دخالتی ندارد.

همچنین، شاعر با رویکردی حکیمانه، ناآگاهیِ انسان از مقدرات آینده و بی‌فایده بودنِ پیش‌بینیِ آرزوها را گوشزد می‌کند و آدمی را به پذیرشِ تقدیرِ الهی دعوت می‌نماید.

معنای روان

بی من به زبان من سخن می آید من بی خبرم از آنکه می فرماید

مصرع اول: بدون اراده و انتخاب من، کلام بر زبانم جاری می‌شود. مصرع دوم: و من از اینکه چه کسی از زبان من سخن می‌گوید، کاملاً بی‌خبرم.

نکته ادبی: استفاده از فعل «می‌فرماید» برای اشاره به یک نیروی برتر و الهی، نشان‌دهنده احترام و اعتقاد به منبعی غیر از خودِ شاعر است.

زهر و شکر آرزوی من می آید ز آینده که داند چه کرا میشاید

مصرع اول: گاهی آرزوی چشیدن تلخی‌ها و گاه شیرینی‌های دنیا را دارم. مصرع دوم: اما حقیقت این است که هیچ‌کس از آینده آگاه نیست و نمی‌داند چه چیزی برای او سزاوار و مقدر است.

نکته ادبی: واژه «میشاید» از ریشه «شایستن» به معنای سزاوار بودن و درخور بودن است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) زهر و شکر

به کارگیری دو واژه متضاد برای نشان دادن فراز و نشیب‌ها و دگرگونی‌های همیشگی زندگی.

کنایه سخن می آید

کنایه از جریان یافتن الهام یا حقیقتی است که شاعر در آن نقشی ندارد.