دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۹۴

مولوی
پیران خرابات غمت بسیارند چون چشم تو هم خفته و هم بیدارند
بفرست شراب کاندلشدگان نه مست حقیقتند و نی هشیارند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی فضایی عرفانی و تأمل‌برانگیز هستند که در آن، شاعر به توصیف حالِ درونی و متناقضِ عاشقانِ طریقِ حقیقت می‌پردازد. پیرانِ راه و عاشقانِ دل‌سوخته، در مقامِ 'حیرت' قرار دارند، حالتی که در آن از قیدِ هوشیاریِ عقلانی رها شده‌اند اما هنوز به وصالِ مطلق نرسیده‌اند و در این میان‌پرده‌ی پرشور، چشم‌انتظارِ عنایتِ معشوق هستند.

معنای روان

پیران خرابات غمت بسیارند چون چشم تو هم خفته و هم بیدارند

عارفان و پیرانِ خانقاه، چنان در غم عشق تو غرق‌اند که همچون چشمانِ تو، ظاهری آرام و خفته دارند، اما در باطن به حقیقتِ هستی بیدار و هوشیارند.

نکته ادبی: تضاد میان 'خفته' و 'بیدار' در این بیت، نشان‌دهنده‌ی وضعیت عارف در مقام حیرت است که ظاهری ساکن و باطنی پرشور دارد.

بفرست شراب کاندلشدگان نه مست حقیقتند و نی هشیارند

ساقی! شرابی از عشق و معرفت برای ما بفرست، چرا که دل‌سوختگانِ درگاهت، نه به مقامِ فنایِ مطلق رسیده‌اند که مستِ حقیقت باشند و نه در بندِ هوشیاریِ دنیوی اسیرند.

نکته ادبی: تعبیر 'نه مست و نه هشیار' اشاره به مقامِ برزخی و حیرانیِ عاشقان دارد که از هر دو عالمِ مادی و معنوی گسسته‌اند.

آرایه‌های ادبی

متناقض‌نما (پارادوکس) خفته و بیدار

جمع میان دو امر متضاد برای توصیف وضعیتِ خاص و متعالیِ چشمانِ معشوق که هم‌زمان دارای آرامش و هوشیاریِ نافذ است.

متناقض‌نما (پارادوکس) نه مست حقیقت و نه هشیار

بیانِ حالتِ حیرت و سرگشتگیِ عارف که از دوگانگیِ مستی و هوشیاری فراتر رفته است.

استعاره پیران خرابات

استعاره از سالکان و عارفانِ راهی که از قیدِ ریا و تعلقاتِ ظاهریِ دینی رها شده و به حقیقتِ عشق پیوسته‌اند.