دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۹۲

مولوی
بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد رختی که نداشتیم سیلاب ببرد
نیک و بد زهد و پارسائیرا مهتاب بداد و باز مهتاب ببرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر روحیه‌ای است که در آن شاعر با نگاهی تهی‌مایه و سرشار از تسلیم به روزگار، حاصلِ عمرِ خویش یعنی اشعار و حتی مفاهیمِ اخلاقی و زاهدانه را ناپایدار و در معرضِ زوال می‌بیند. فضای حاکم بر این سخن، آمیزه‌ای از بی‌خیالیِ عارفانه و طنزی تلخ نسبت به سرنوشت است.

شاعر بیان می‌کند که آن‌چه آدمی به آن می‌بالد، از سروده‌های ادبی گرفته تا دغدغه‌های زاهدانه، در نهایت در برابرِ تندبادِ حوادث و گردشِ بی‌رحمِ ایام، پشیزی ارزش ندارد و از کف خواهد رفت.

معنای روان

بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد رختی که نداشتیم سیلاب ببرد

بیت اول: تمام اشعار و غزل‌های من توسط سیلِ زمانه نابود می‌شود. بیت دوم: آن دارایی ناچیزی که اصلاً نداشتم نیز توسط همین سیل با خود برده شد.

نکته ادبی: آب بردن کنایه از نابود شدن و به باد رفتنِ سرمایه‌های فکری و مادی است. عبارت دوم بیت نوعی طنزِ تلخ است که به تهیدستیِ شاعر اشاره دارد.

نیک و بد زهد و پارسائیرا مهتاب بداد و باز مهتاب ببرد

بیت اول: خوبی و بدیِ تقوا و عبادت‌های زاهدانه را نیز تقدیر یا گردش روزگار به ما بخشیده است. بیت دوم: و باز هم همان تقدیر، آن را از ما باز پس می‌گیرد.

نکته ادبی: مهتاب در اینجا استعاره از بخت و اقبالِ دگرگون‌شونده است. حرف را در پایان مصراع اول، نشانه مفعولی برای هر دو کلمه نیک و بد است.

آرایه‌های ادبی

کنایه آب ببرد

کنایه از نابود شدن، از بین رفتن و به باد فنا رفتنِ آثار و دارایی‌ها.

طنز رختی که نداشتیم سیلاب ببرد

بیانِ طنزآمیزِ تهیدستی؛ اینکه سیل چیزی را می‌برد که اصلاً وجود خارجی نداشته است.

استعاره مهتاب

استعاره از گردشِ روزگار و سرنوشت که گاه می‌بخشد و گاه می‌ستاند.

مراعات نظیر بیت و غزل و شعر

استفاده از واژگانِ هم‌خانواده در حوزه ادبیات برای تاکید بر تمامیتِ آثار شاعر.