دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۸۵

مولوی
بسیار ترا خسته روان باید شد و انگشت نمای این و آن باید شد
گر آدمیی بساز با آدمیان ور خود ملکی بر آسمان باید شد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر ضرورت پذیرش رنج‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی در مسیر کمال و لزوم هماهنگی با محیط و اطرافیان است. شاعر معتقد است زیستن در میان آدمیان، مستلزم تحمل دشواری‌ها و تاب آوردن قضاوت‌های عمومی است.

در نگاهی کلان‌تر، شاعر بر اصل سازگاری با محیط تأکید دارد؛ یعنی انسان در هر ساحت و جایگاهی که قرار دارد، چه در پیوند با انسان‌ها و چه در عالم ملکوتی، باید اقتضائات آن جایگاه را بپذیرد و با آن هماهنگ شود.

معنای روان

بسیار ترا خسته روان باید شد و انگشت نمای این و آن باید شد

تو باید در مسیر زندگی، رنج‌های روحی بسیاری را بر جان بخری و بپذیری که گاه مورد توجه، بحث و قضاوت همگان قرار گیری.

نکته ادبی: خسته روان به معنای آزرده‌خاطر و جان‌فرسوده است و انگشت‌نما بودن کنایه از شهرت یافتن به امری خاص در میان مردم است.

گر آدمیی بساز با آدمیان ور خود ملکی بر آسمان باید شد

اگر انسانی، باید با همنوعان خود مدارا و سازگاری کنی؛ و اگر (به فرض) فرشته‌ای هستی، باید به جایگاه حقیقی خود در آسمان بازگردی.

نکته ادبی: ملکی در اینجا به معنای فرشته است که در تقابل با آدمیان قرار گرفته تا ضرورت تناسب میان ساحت وجودی و رفتار را نشان دهد.

آرایه‌های ادبی

کنایه انگشت نمای این و آن

کنایه از شهرت و مورد توجهِ عام و خاص قرار گرفتن که اغلب باری منفی دارد.

تقابل (تضاد) آدمیان و ملکی

تضاد میان عالم خاکی و افلاکی برای نشان دادن لزوم هماهنگی رفتار با مرتبه وجودی موجودات.