دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۸۱

مولوی
برقی که ز میغ آن جهان روی نمود چون سوخته ای نیست کرا دارد سود
از هر دو جهان سوخته ای میبایست کان برق که می جهد در او گیرد زود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ پیش‌نیازِ دریافتِ حقیقتِ مطلق می‌پردازد. شاعر معتقد است تجلیات الهی که همچون برقی از عالم غیب بر عالم شهود می‌تابند، تنها زمانی به کار می‌آیند و اثرگذار هستند که با قلبی مستعد و «سوخته» مواجه شوند.

مفهومِ «سوختگی» در اینجا استعاره از رهایی از تعلقاتِ نفسانی و دنیوی است؛ تا زمانی که وجودِ سالک از تعلقاتِ هر دو جهان پاک نشود، نورِ حقیقت مجالی برای تجلی و شعله‌ور شدن در جان او نمی‌یابد.

معنای روان

برقی که ز میغ آن جهان روی نمود چون سوخته ای نیست کرا دارد سود

آن نوری که از اَبرِ عالمِ غیب نمایان می‌شود، اگر در برابرش قلبی سوخته و مشتاق نباشد، چه سودی دارد و چه کسی می‌تواند از آن بهره‌مند گردد؟

نکته ادبی: واژه «میغ» در متون کهن به معنای ابر است و در اینجا استعاره از حجاب‌های عالم غیب است که حقیقت از پشت آن نمایان می‌شود.

از هر دو جهان سوخته ای میبایست کان برق که می جهد در او گیرد زود

از تمامِ کائنات، وجودِ انسانی لازم است که جانش در آتشِ عشق سوخته باشد، تا آن نوری که به‌صورتِ برق‌آسا می‌جهد، بتواند بی‌درنگ در وجود او شعله‌ور شود.

نکته ادبی: «از هر دو جهان» در سیاق عرفانی به معنای دست شستن از دلبستگی‌های دنیوی و اخروی است تا ظرفیتِ درونی برای پذیرش حق ایجاد شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره برق

استعاره از تجلیِ ناگهانیِ انوار الهی یا حقیقتِ مطلق در جانِ سالک.

استعاره میغ

استعاره از عالمِ غیب یا حجاب‌هایی که نورِ حقیقت از پشتِ آن‌ها بر عالمِ شهود می‌تابد.

استعاره و کنایه سوخته

اشاره به سالکِ راهِ حق که با آتشِ عشق و فنایِ خویشتن، از تعلقاتِ خود رها شده و مستعدِ پذیرشِ انوارِ الهی گشته است.