دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۷۵

مولوی
با هرکه دمی عشق تو آمیخته شد گوئی که بلا بر سر او ریخته شد
منصور ز سر عشق میداد نشان حلقش به طناب غیرت آویخته شد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ماهیتِ پرمخاطره و دشوارِ عشق حقیقی اشاره دارد. شاعر معتقد است که گام نهادن در مسیرِ عشق، با رنج و بلایِ بی‌پایان گره خورده است و عاشقِ راستین، در این راه نه تنها آرامشی نمی‌یابد، بلکه باید برای آزمون‌های سختِ الهی آمادگی داشته باشد.

درونمایه‌ی اصلی، پیوندِ ناگسستنیِ عشق و بلاست؛ گویی که درد و رنج، پاداش و نشانِ عاشقی است و هر که دعویِ عشق کند، باید بهایِ سنگینِ آن را با جان و تنِ خود بپردازد و تسلیمِ تقدیر شود.

معنای روان

با هرکه دمی عشق تو آمیخته شد گوئی که بلا بر سر او ریخته شد

هر کس که حتی برای لحظه‌ای کوتاه با عشق تو انس گرفت و آن را در جانش پذیرفت، گویی تمام بلاها و سختی‌های عالم بر سرش آوار می‌شود.

نکته ادبی: دمی به معنای یک لحظه یا یک نفس است و آمیخته شدن نشان‌دهنده درهم‌تنیدگی عشق با تمام وجود عاشق است.

منصور ز سر عشق میداد نشان حلقش به طناب غیرت آویخته شد

منصور (حلاج) که اسرار عشق را آشکارا می‌گفت و نشانه‌های آن را نمایان می‌کرد، در نهایت به خاطر همین عشق و برای حفظِ حریمِ غیرت الهی، به دار آویخته شد.

نکته ادبی: منصور اشاره به حسین بن منصور حلاج دارد که نمادِ عاشقیِ بی‌پروایِ در راهِ حق است. غیرت در اینجا به معنای غیرتِ الهی است که اجازه نمی‌دهد اسرارِ عشق نزدِ نااهلان فاش شود.

آرایه‌های ادبی

تلمیح منصور

اشاره به شخصیت تاریخی حسین بن منصور حلاج و سرنوشتِ تراژیک او در راه عشق.

استعاره بلا بر سر او ریخته شد

تشبیه سختی‌ها و رنج‌های راه عشق به بارشِ سنگینِ بلا و مصیبت.

کنایه حلقش به طناب غیرت آویخته شد

کنایه از اعدام شدن در راه عقیده و عشق.