دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۷۰

مولوی
این مست به باده ای دگر می گردد قرابه تهی گشت و بسر می گردد
ای محتسب این مست مرا دره مزن هرچند ز پیش مست تر می گردد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار تصویرگر تقابل میان نگاه خشک و ظاهربینِ نهادهای قانونی و اخلاقی با احوال درونی و معنوی عارفانه است. شاعر در این قطعه از یک سو، به جستجوی والاتر و فرامادیِ جوینده حقیقت اشاره دارد که از ظرف و قالب‌های دنیوی فراتر رفته و از سوی دیگر، از دلسوزان یا قاضیانِ ظاهر‌بین می‌خواهد که این بی‌قراریِ عاشقانه را با تازیانه قانون قضاوت نکنند.

در حقیقت، این مستی، نه یک عمل خلاف عرف، بلکه نشانی از غرق شدن در دریای معرفت است که برای ناظرِ بیرونی، همچون ناهنجاری جلوه می‌کند؛ حال آنکه این حالت، غایتی متعالی و فراتر از ظرفیت‌هایِ ظاهری دارد.

معنای روان

این مست به باده ای دگر می گردد قرابه تهی گشت و بسر می گردد

این شخصِ سرمست، در پیِ شراب و حقیقتی دیگر است و نگاهش به سویی تازه دوخته شده است. اگرچه ظرفِ شراب (قرابه) خالی شده و به پایان رسیده، اما او همچنان بی‌قرار و در جست‌وجو در حرکت است.

نکته ادبی: قرابه ظرفی شیشه‌ای و بزرگ برای نگهداری شراب است؛ خالی شدن آن کنایه از پایان یافتن تعلقات مادی یا عبور از مرحله‌ای خاص از سلوک است.

ای محتسب این مست مرا دره مزن هرچند ز پیش مست تر می گردد

ای مامورِ نهی از منکر و مدعیِ اخلاق، این مستِ وابسته به من را با تازیانه مجازات مکن؛ چرا که او هر لحظه بیش از پیش در فضای معنوی خود غرق می‌شود و به این مسیر ادامه می‌دهد.

نکته ادبی: دره ابزاری شبیه شلاق یا تازیانه برای تنبیه بوده است که محتسبان از آن استفاده می‌کردند. محتسب در اینجا نماینده اقتدار قانون است.

آرایه‌های ادبی

استعاره مست و باده

مست در اینجا استعاره از عارف و سالک است و باده استعاره از عشق الهی و معرفت است که عقل ظاهری را به سکون وامی‌دارد.

نمادگرایی محتسب

نمادِ قشری‌گری، شریعتِ خشک و ناظرِ بیرونی است که توانِ درکِ احوالِ درونیِ سالک را ندارد و تنها به ظواهر می‌نگرد.

تناقض (پارادوکس) مست‌تر شدن در عین تهی شدن قرابه

تضاد میان تهی‌شدنِ ظرف مادی و افزوده شدن بر شدتِ مستیِ معنوی که نشان‌دهنده آن است که منبعِ الهامِ عارف، دیگر بیرونی نیست.