دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۶۹

مولوی
این عشق به جانب دلیران گردد آهو است که او بابت شیران گردد
این خانهٔ عشق از امل معمور است می پنداری که بیتو ویران گردد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیف ماهیت گزینش‌گر و شکوهمند عشق می‌پردازد. عشق در نگاه شاعر نیرویی است که تنها در جان‌های جسور و دلاور آشیان می‌گزیند، درست همان‌گونه که شکار درخورِ چنگال شیر است. بدین ترتیب، عشق نه یک احساسِ سست و گذرا، بلکه یک حقیقتِ نیرومندِ درونی است که با شجاعتِ آدمی پیوند خورده است.

در ادامه، شاعر با طرح پرسشی تأمل‌برانگیز، استقلال و پایداریِ قلمرو عشق را به رخ می‌کشد. او این فضای عاشقانه را بنایی می‌داند که با مصالحی از جنسِ امید و آرزو ساخته و آباد شده است؛ بنابراین، چنین بنای مستحکمی با دوری یا نبودِ کسی از هم نمی‌پاشد و ویران نمی‌گردد. در واقع، شاعر بر این باور است که عشقِ حقیقی، متکی به حضورِ ظاهریِ محبوب نیست.

معنای روان

این عشق به جانب دلیران گردد آهو است که او بابت شیران گردد

این عشق راستین به سوی دل‌های شجاع و دلاور متمایل می‌شود و در جان آنان جای می‌گیرد.

نکته ادبی: «جانب» در اینجا به معنایِ سو و سمت است و ترکیبِ «به جانبِ» قیدِ مکانی برای حرکتِ عشق به سوی هدفِ شایسته است.

این خانهٔ عشق از امل معمور است می پنداری که بیتو ویران گردد

عشق همانند آهویی است که تنها سهم و شکارِ شیران است؛ یعنی عشق فقط شایستهٔ کسانی است که دلی بزرگ و شجاع دارند.

نکته ادبی: «بابت» در اینجا به معنای سهم، نصیب و یا درخورِ کسی بودن است. تشبیه عشق به آهو و عاشق به شیر، از استعاراتِ کهنِ غنایی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه آهو است که او بابت شیران گردد

تشبیه عشق به آهو و عاشقِ دلاور به شیر، برای نشان دادنِ سنخیت و شایستگیِ عاشق برایِ درکِ عشق.

استعاره خانهٔ عشق

عشق به بنایی تشبیه شده که می‌تواند آباد یا ویران باشد که بیانگرِ پایداری یا زوالِ حالاتِ درونی است.

تضاد معمور و ویران

بهره‌گیری از کلماتِ متضاد برایِ تأکید بر پایداریِ خانهٔ عشق در برابرِ تهدیدِ فروپاشی.

استفهام انکاری می پنداری که بیتو ویران گردد

پرسشی که پاسخِ آن نزدِ شاعر منفی است و برای اثباتِ استقلالِ عشق از فردِ محبوب به کار رفته است.