دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۶۷

مولوی
این صورت آدمی که درهم بستند نقشی است که در تویلهٔ غم بستند
گه دیو گهی فرشته گاهی وحشی این خود چه طلسم است که محکم بستند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر نگاهی بدبینانه و پرسشگرانه به ماهیت وجودی انسان دارد و جهان را نه جایگاهی رفیع، بلکه زندانی برای روح آدمی می‌داند که با رنج و اندوه درآمیخته است. شاعر در پیِ کشف چراییِ این ترکیبِ متناقض و عجیبِ جسم و جان است.

در این ابیات، تضادهای درونی انسان - که گاه خوی حیوانی دارد و گاه خصلت ملکوتی - به مثابه طلسمی ناشناخته توصیف شده که بندهای آن به شدت محکم بسته شده و گریزی از آن نیست.

معنای روان

این صورت آدمی که درهم بستند نقشی است که در تویلهٔ غم بستند

این کالبد و صورتی که از انسان ساخته و پرداخته‌اند، تنها نگاره‌ای است که در جایگاهِ پستِ رنج و اندوه محبوس کرده‌اند.

نکته ادبی: واژه «تویله» در اینجا استعاره‌ای تحقیرآمیز برای دنیاست که نشان‌دهنده نگاهی بدبینانه به جهان مادی است و «درهم بستن» به معنای ترکیب و خلقت است.

گه دیو گهی فرشته گاهی وحشی این خود چه طلسم است که محکم بستند

انسان گاهی خوی اهریمنی دارد، گاهی فرشته‌خو است و گاهی همچون حیوانی وحشی عمل می‌کند؛ این چه افسون و راز عجیبی است که چنین محکم و ناگسستنی بر وجود انسان بسته شده است؟

نکته ادبی: تضاد میان «دیو» و «فرشته» به تناقضات درونی و اخلاقی انسان اشاره دارد که در ادبیات کهن برای نشان دادن ماهیت دوگانه آدمی به کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

استعاره تویلهٔ غم

تشبیه دنیا به اصطبل برای تأکید بر پوچی، پست بودن و رنج دنیوی.

تضاد (طباق) دیو و فرشته

نمایش تضادهای اخلاقی و رفتاری انسان میان خیر و شر.

کنایه محکم بستن طلسم

اشاره به غیرقابل‌تغییر بودن و پیچیدگیِ اسرارآمیزِ سرنوشت و ذات انسان.