دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۶۵

مولوی
ای نرم دلانیکه وفا میکارید بر خاک سیه در صفا میبارید
در هر جائی خبر ز حالم دارید در دست چنین هجر مرا مگذارید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر بازتاب‌دهنده روحیه‌ای سرشار از نیاز و طلبِ یاری است که مخاطب آن کسانی هستند که بهره‌ای از مهر و وفاداری برده‌اند. شاعر در فضایی آکنده از حزن و غربت، از کسانی که ذاتاً مهربان و باوفا هستند استمداد می‌طلبد تا او را در تنهایی و رنج جدایی تنها نگذارند.

درونمایه اصلی اثر، شکوه از فراق و درخواستِ همدردی است. شاعر با استفاده از استعاراتی از جنس کشاورزی و طبیعت، پیوند میان انسان‌ها و نیکی کردن را به تصویر می‌کشد و به شکلی عاجزانه از مخاطبان می‌خواهد که او را در پنجه هجران و تنهایی رها نکنند.

معنای روان

ای نرم دلانیکه وفا میکارید بر خاک سیه در صفا میبارید

ای مهربانانی که بذر وفا و دوستی در دل‌ها می‌کارید و بر زمینِ تیره و تارِ زندگیِ رنج‌دیدگان، بارانِ صفا و پاکی می‌بارید.

نکته ادبی: خاک سیه استعاره از دلی است که دچار اندوه یا ناامیدی گشته و نیاز به نوازش دارد.

در هر جائی خبر ز حالم دارید در دست چنین هجر مرا مگذارید

شما که از احوال من در هر کجا آگاهید و مرا می‌شناسید، پس مرا در چنگال این دوری و هجرانِ جانکاه به حال خود رها نکنید.

نکته ادبی: دستِ هجر تشخیص و استعاره‌ای است که دوری و فراق را به موجودی قدرتمند تشبیه کرده که گویی فرد را در بند کشیده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره وفا می‌کارید

وفاداری به بذر و دانه‌ای تشبیه شده که در زمین کاشته می‌شود تا ثمر دهد.

استعاره در صفا می‌بارید

نیکی و صفا به بارانِ حیات‌بخش تشبیه شده که بر زمین تشنه می‌بارد.

تشخیص دستِ هجر

هجران (دوری) که مفهومی انتزاعی است، دارای دست پنداشته شده تا قدرتِ اسیر کردن انسان را نشان دهد.