دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۶۴

مولوی
این تنهائی هزار جان بیش ارزد این آزادی ملک جهان بیش ارزد
در خلوت یک زمانه با حق بودن از جان و جهان و این و آن بیش ارزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر ارزش والای خلوت‌گزینی و آزادی از قید و بندهای دنیوی را با بیانی عرفانی ستایش می‌کند. او معتقد است که رهایی از هیاهوی هستی و پیوند قلبی با حقیقت ازلی، ارزشی به‌مراتب بالاتر از حیات مادی و ثروت‌های جهانی دارد.

فضا و اتمسفر کلی شعر، آکنده از حس سبک‌بالی و رهاشدگی است که در آن، مخاطب به سوی درون‌نگری و درک عمیق‌تر از معنای زندگی دعوت می‌شود؛ جایی که تنهایی نه به معنای انزوا، بلکه به مفهوم رسیدن به خود و حقیقتِ هستی است.

معنای روان

این تنهائی هزار جان بیش ارزد این آزادی ملک جهان بیش ارزد

این تنهاییِ آگاهانه و فارغ از تعلقات، از هزاران زندگیِ معمولی ارزشمندتر است و این آزادیِ اصیل و رهایی از بندها، از تمام ثروت‌ها و پادشاهی‌های عالم برتر است.

نکته ادبی: فعل ارزد از مصدر ارژیدن به معنای ارزش داشتن است. در اینجا واژگان اغراق‌آمیز برای تبیین جایگاه رفیع آزادی استفاده شده است.

در خلوت یک زمانه با حق بودن از جان و جهان و این و آن بیش ارزد

سپری کردنِ حتی یک لحظه خلوت با پروردگار و غرق شدن در حقیقت، از جان انسان، تمام عالم و هر آنچه در آن است، باارزش‌تر است.

نکته ادبی: حق در عرفان به معنای خداوند و حقیقت ثابت هستی است و زمانه در اینجا استعاره از لحظه و آن است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه هزار جان

برای تأکید بر ارزش بی‌نهایتِ خلوت و آزادی در مقایسه با حیات مادی.

تکرار بیش ارزد

برای تأکید بر اولویتِ معنای معنوی و وجودی بر تمام داشته‌های دنیوی.

پارادوکس تنهایی

برخلاف معنای منفیِ رایج، در اینجا تنهایی منبع کمال و برتری دانسته شده است.