دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۶۲

مولوی
ای مرغ عجب که صید تو شیرانند گمگشتهٔ سودای تو جان سیرانند
خرم زی و آسوده که این شهر از تو زیران ز بران و زبران زیرانند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی نمادین و عرفانی، قدرت بی‌مانند عشق و جذبه‌ی محبوب را به تصویر می‌کشند. شاعر در فضایی که منطق‌های دنیوی در آن رنگ می‌بازند، نشان می‌دهد که چگونه حقیقتِ متعالی یا معشوقِ بی‌همتا، تمامی سلسله‌مراتبِ قدرت و توانمندی را در هم می‌شکند.

در این جهان‌بینی، دردمندان و سالکانِ راه، چنان شیفته و گمگشته‌ی سودای محبوب هستند که حتی قوی‌ترین‌ انسان‌ها نیز در برابر این کشش، ناتوان و مغلوب‌اند و نظامِ ارزشیِ عالم دگرگون می‌شود.

معنای روان

ای مرغ عجب که صید تو شیرانند گمگشتهٔ سودای تو جان سیرانند

ای پرنده‌ی شگفت‌انگیز که حتی شیرانِ دلاور نیز شکارِ تو می‌شوند؛ جان‌های سالک و پوینده‌ای که در پیِ تو هستند، در آتشِ عشق و سودای تو سرگشته و حیران مانده‌اند.

نکته ادبی: واژه‌ی «مرغ» استعاره از معشوقِ ازلی یا حقیقتِ عرفانی است و «شیران» نمادِ صاحبانِ قدرت و عقلِ جزئی هستند که در برابرِ جذبه‌ی عشقِ الهی تابِ مقاومت ندارند.

خرم زی و آسوده که این شهر از تو زیران ز بران و زبران زیرانند

پس شادمان و آسوده‌خاطر زندگی کن؛ چرا که در این دیارِ عشق، به واسطه‌ی حضورِ پُرشورِ تو، همه‌چیز دگرگون شده است و جایگاه‌ها تغییر کرده؛ فرودستان، برتر و صاحب‌مقام شده‌اند و برتران و متکبران، به خاکِ مذلت و فروتنی افتاده‌اند.

نکته ادبی: آرایه‌ی تضاد در واژگان «زیران» و «زبران» به همراه جناسِ اشتقاق، به خوبیِ تمام نشان‌دهنده‌ی واژگونیِ نظاماتِ عالم و برتریِ مقامِ عاشقی بر جاه و مقامِ دنیوی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره مرغ

اشاره به معشوق یا حقیقتِ هستی که شکارکننده‌ی جان‌های مشتاق است.

پارادوکس (تضاد مفهومی) زیران ز بران و زبران زیرانند

بیانِ تغییرِ ارزش‌ها و سلسله‌مراتبِ دنیوی در سایه‌ی قدرتِ عشق.

جناس اشتقاق زیران، زبران

استفاده از واژگانِ هم‌ریشه با معانیِ متضاد برای تأکید بر دگرگونیِ احوال.