دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۶۰

مولوی
ای قوم که برتر از مه و مهتابید از هستی آب و گل چرا میتابید
ای اهل خرابات که در غرقابید خیزید که روز و شب چرا در خوابید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با لحنی عتاب‌آلود و دعوتگرانه، خطاب به انسان‌هایی است که از جایگاه والای معنوی خود غافل مانده و در دام تعلقات دنیوی گرفتار شده‌اند. شاعر با زبانی صریح، مخاطب را به بیداری از خواب غفلت و رهایی از بندهای مادی دعوت می‌کند.

مفهوم محوری اثر، تضاد میان عظمتِ ذاتی روح انسان و محدودیت‌های جسمانی است؛ به گونه‌ای که ماندن در این محدودیت‌ها، نوعی سقوط و بی‌خبری تلقی می‌شود.

معنای روان

ای قوم که برتر از مه و مهتابید از هستی آب و گل چرا میتابید

چرا به این وجود مادی و ناپایدار که از آب و گِل ساخته شده، دل بسته‌اید و در آن می‌مانید؟

نکته ادبی: هستی آب و گل استعاره از عالم خاکی و جسمانیت است.

ای اهل خرابات که در غرقابید خیزید که روز و شب چرا در خوابید

از جا برخیزید و آگاه شوید؛ چرا که عمرتان را در بی‌خبری و غفلتِ همیشگی (خواب) سپری می‌کنید؟

نکته ادبی: خواب استعاره از غفلت و دوری از حقیقتِ هستی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آب و گل

اشاره به عالم مادی و جسمانی که فانی و پست است.

استعاره خواب

اشاره به غفلت از حقیقت و بی‌خبری نسبت به جهان معنا.

استعاره غرقاب

تمثیلی برای گرفتاری در دام تعلقات و شهوات دنیوی.

تلمیح برتر از مه و مهتاب

اشاره به کرامت و والایی جایگاه انسان در نظام آفرینش.