دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۵۸

مولوی
ای عشق توم ان عذابی لشدید ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید
شب آمد و جمله خلق را خواب ببرد کو خواب من ای جان مگرش گرگ درید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده شدت و حدّتِ رنجی است که عاشق در راه دلدادگی متحمل می‌شود. فضا، فضایی سرشار از بی‌قراری، هجران و تضاد میان آرامشِ عمومیِ جهان و اضطرابِ فردیِ عاشق است. درونمایه‌ی اصلی، پیوندِ ناگسستنی عشق با رنج و فناست که در آن، عاشق نه تنها از دوری رنج می‌کشد، بلکه گویی این رنج، ماهیتِ هستی او را رقم زده و خواب و خور را از او ستانده است.

شاعر با تصویرسازی از تنهاییِ شبانه، ناتوانیِ خود را در دستیابی به آرامش به تصویر می‌کشد؛ گویی تمام جهان در خوابِ خوش فرو رفته‌اند، اما عاشق در هجری ابدی، حتی از نعمتِ خواب نیز محروم گشته و این حرمان را به شکلی شاعرانه به دستِ گرگِ تقدیر یا هجران سپرده است.

معنای روان

ای عشق توم ان عذابی لشدید ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید

هرکس که عاشقِ توست، به سبب زخمِ ناشی از تیغِ تو (قهر یا بی‌توجهی‌ات)، شهید راه عشق است.

نکته ادبی: اشاره به استعاره‌ی تیغ برای اشاره به نگاه نافذ یا رفتارِ بیرحمانه معشوق.

شب آمد و جمله خلق را خواب ببرد کو خواب من ای جان مگرش گرگ درید

ای جانِ من، خوابِ من کجا رفت؟ آیا گرگی آن را دریده و نابود کرده است که دیگر به سراغم نمی‌آید؟

نکته ادبی: استعاره‌سازی برای از دست دادنِ آرامش که به شکلی نوآورانه به دریده شدن توسط گرگ تشبیه شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گرگ درید

خواب را به چیزی زنده تشبیه کرده که توسط گرگ (غم یا دوری) دریده و نابود شده است.

تضاد خلق / عاشق

تضاد میان خواب و آرامشِ همگان با بیداری و ناآرامی عاشق.

تلمیح عذابی لشدید

اشاره به ترکیب قرآنی عذاب شدید که بر سختیِ راهِ عشق تأکید دارد.