دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۵۷

مولوی
ای عشق ترا پری و انسان دانند معروف تر از مهر سلیمان دانند
در کالبد جهان ترا جان دانند با تو چنان زیم که مرغان دانند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در ستایش مقام بی‌همتای «عشق» سروده شده است. شاعر با زبانی فاخر، عشق را نیرویی جهان‌شمول و حیات‌بخش می‌داند که همه‌ی موجودات، از عالم غیب (پریان) تا عالم شهود (انسان‌ها)، به آن آگاهند و قدرت آن را فراتر از هر پادشاهی یا نماد قدرتی در جهان مادی می‌بینند.

در نگاه شاعر، عشق نه یک حس گذرا، بلکه روحی است که در کالبد هستی دمیده شده و به جهان معنا می‌بخشد. او در نهایت، شیوه‌ی زندگی خود را با عشق، به سبک زندگی رها و پروازگونه‌ی پرندگان تشبیه می‌کند که نمادی از وارستگی و دوری از تعلقات مادی است.

معنای روان

ای عشق ترا پری و انسان دانند معروف تر از مهر سلیمان دانند

ای عشق، هم پریان و هم آدمیان به بزرگی و حضور تو آگاهند و تو نزد همگان شناخته‌شده‌تر و قدرتمندتر از «مهر سلیمان» هستی.

نکته ادبی: واژه «پری و انسان» نماد تمام موجودات عالم است. «مهر سلیمان» تلمیحی به انگشتر نمادین حضرت سلیمان است که در فرهنگ کهن، مظهر قدرت و تسخیر کائنات بوده و شاعر با این مقایسه، شهرت و نفوذ عشق را فراتر از هر قدرت دنیوی دانسته است.

در کالبد جهان ترا جان دانند با تو چنان زیم که مرغان دانند

همان‌طور که بدن بدون روح بی‌فایده است، در پیکره‌ی جهان نیز تو را به مثابه جان و حیات می‌دانند؛ من نیز در سایه‌ی عشق تو چنان زندگی می‌کنم که پرندگان در آسمان رها و آزاد زیست می‌کنند.

نکته ادبی: استعاره «کالبد جهان» برای عالم و «جان» برای عشق، بر ضرورت وجودی عشق در هستی تأکید دارد. عبارت «مرغان دانند» نیز اشاره‌ای عرفانی به مقام سلوک و رهایی از قیدوبندهای زمینی دارد.

آرایه‌های ادبی

تلمیح مهر سلیمان

اشاره به داستان‌های اساطیری و قرآنی حضرت سلیمان و انگشتر او که مظهر قدرت مطلق بود.

استعاره کالبد جهان و جان

عشق به روحِ حیات‌بخشِ کالبدِ جهان تشبیه شده است که نشان از حیاتی‌بودن عشق در هستی دارد.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) ای عشق

خطاب قرار دادن عشق به عنوان یک مخاطب آگاه و صاحب وجود.