دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۵۶

مولوی
ای سر روان باد خزانت مرساد ای چشم جهان چشم بدانت مرساد
ای آنکه تو جان آسمانی و زمین جز رحمت و جز راحت جانت مرساد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر ستایش و تمنای خیر برای شخصیتی عزیز و رفیع‌مرتبه است که در نظر سراینده، محور عالم و مظهرِ حیات‌بخشی است. شاعر در این قطعه با بهره‌گیری از دعای خیر، خواهانِ حفظِ این وجودِ گرامی از زوالِ روزگار و گزندِ بدخواهان است.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی سرشار از مهر، احترام و پیوندی معنوی است که در آن، شاعر با تقدس‌بخشی به وجود مخاطب، او را از دایره‌ی حوادثِ تلخِ روزگار بیرون دانسته و آرزوی استمرارِ آرامش و رحمت برای او دارد.

معنای روان

ای سر روان باد خزانت مرساد ای چشم جهان چشم بدانت مرساد

ای کسی که وجودت چون جان در پیکرِ من جاری است، امیدوارم دستخوش پیری و زوال (مانند خزان) نشوی. ای که چون مردمک چشم، عزیز و دیدنی برای جهانی، امیدوارم هیچ‌گاه گزندِ بدخواهان و نگاه حسودان به تو آسیب نرساند.

نکته ادبی: خزان در اینجا استعاره از پیری، زوال و نابودی است و چشمِ بد کنایه از حسادت و آسیب‌های ناشی از آن است.

ای آنکه تو جان آسمانی و زمین جز رحمت و جز راحت جانت مرساد

ای کسی که گویی روح و هستیِ آسمان و زمین به تو وابسته است، دعا می‌کنم که در تمامی مراحل زندگی، جز لطف و رحمت پروردگار و آسایش و راحتی چیزی نصیب و سهمِ تو نشود.

نکته ادبی: تشبیه مخاطب به جانِ آسمان و زمین نشان از جایگاه رفیع و کیهانی او در نگاه شاعر دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره خزان

استعاره از زوال، پیری و پایان یافتنِ شور و نشاط زندگی.

کنایه چشم بد

کنایه از حسد و آسیب‌هایی که ناشی از نگاهِ بدخواهان است.

تشبیه جان آسمان و زمین

تشبیه مخاطب به روح و جانِ عالم هستی جهت نشان دادن اهمیت وجودی او.