دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۵۴

مولوی
ای دوست مگو تو بنده ای یا آزاد بنده که خرد برای زشتی و فساد
ای دست برآورده ترا دست که داد بگزار مراد خویش کاوراست مراد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، رویکردی عرفانی و توحیدی دارد و مخاطب را به عبودیتِ راستین دعوت می‌کند. شاعر بر این باور است که بحث‌های بیهوده درباره‌ی بندگی یا آزادیِ شخصی، انسان را از حقیقتِ وجودی‌اش دور می‌کند. بندگیِ واقعی، نه در قید بودنِ جسمانی، که در رهایی از اراده‌ی شخصی و سپردنِ جان و خواسته به دستِ پروردگار است.

در نگاه شاعر، هر آنچه ما داریم، از جمله توانِ عمل و خواستن، عطایِ الهی است؛ پس شایسته نیست که در برابرِ آنکه هستی‌بخشِ ماست، بر خواسته‌هایِ خود اصرار ورزیم. غایتِ این کلام، دعوت به تسلیمِ عاشقانه و رهایی از بندِ «خودخواهی» است تا انسان در پیِ اراده‌ی حق حرکت کند.

معنای روان

ای دوست مگو تو بنده ای یا آزاد بنده که خرد برای زشتی و فساد

ای دوست، دیگر از این سخن نگو که آیا تو در بندِ روزگاری یا آزاد؛ چرا که این تقسیم‌بندی‌های اعتباری، انسان را از حقیقتِ بندگی دور می‌کند.

نکته ادبی: خطابِ 'ای دوست' در سنتِ عرفانی برای نزدیکیِ میانِ سالک و مرشد یا خداوند به کار می‌رود.

ای دست برآورده ترا دست که داد بگزار مراد خویش کاوراست مراد

بنده‌ی حقیقی کسی است که در پیِ امیالِ نفسانی و رفتارهای ناپسند و تباهی‌آور باشد، نه کسی که تسلیمِ اراده‌ی حق شده است.

نکته ادبی: واژه‌ی 'خرد' در اینجا فعل مضارع از ریشه‌ی 'خریدن' یا 'اختیار کردن' است که به معنای انتخاب کردن یا درگیر شدن با چیزی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) بنده و آزاد

تقابل میان دو مفهوم برای نشان دادنِ بطلانِ این دوگانگی در برابر اراده‌ی الهی.

استفهام انکاری ترا دست که داد

پرسشی که پاسخِ آن بدیهی است و برای برانگیختنِ تفکر مخاطب درباره‌ی خالقِ توانایی‌ها به کار رفته است.

تکرار بنده، مراد

تکرارِ واژگانِ کلیدی برای تأکید بر محوریتِ بحثِ بندگی و اراده.