دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۵۳

مولوی
ای دل سر آرزو به پای اندر بند امید به فضل راهنمای اندر بند
چون حاجت تو کسی روا می نکند نومید مشو دل به خدای اندر بند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی پندآموز، دعوت به خویشتن‌داری و دل‌بستگی به خداوند دارد. شاعر تأکید می‌کند که وقتی اسباب دنیوی از برآوردن نیازهای انسان بازمی‌مانند، تنها تکیه‌گاه مطمئن، لطف و کرم آفریدگار است و انسان نباید در چنین شرایطی دچار ناامیدی شود.

فضا و لحن کلی شعر، امیدبخش و عرفانی است و به خواننده گوشزد می‌کند که با مهار آرزوهای سرکش و توکل حقیقی، مسیر کمال و آرامش قلبی هموار می‌شود.

معنای روان

ای دل سر آرزو به پای اندر بند امید به فضل راهنمای اندر بند

ای دل! تمایلات و آرزوهای بی‌پایان خود را مهار کن و نگذار افسارگسیخته باشند؛ امید و چشم‌داشت خود را تنها به لطف و عنایت پروردگار که راهنمای حقیقی است، گره بزن.

نکته ادبی: سر آرزو به پای اندر بند کنایه‌ای است از کنترل امیال و خواهش‌های نفسانی و جلوگیری از پیش‌روی آن‌ها.

چون حاجت تو کسی روا می نکند نومید مشو دل به خدای اندر بند

از آنجا که هیچ‌کس جز خداوند نمی‌تواند نیازهای بنیادین و مشکلات عمیق تو را برطرف سازد، پس هرگز ناامید نشو و تمام دل و جان خود را به او بسپار.

نکته ادبی: حاجت روا کردن در اینجا کنایه از برآورده شدن نیازها و گشایش در کارهاست که تنها از جانب خالق میسر است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سر آرزو به پای اندر بند

به معنای مهار کردن و محدود ساختن خواسته‌ها و امیال نفسانی.

تکرار اندر بند

تکرار عبارت در انتهای مصراع‌ها علاوه بر ایجاد موسیقی، بر ضرورت انجام فعلِ بستن و توکل کردن تأکید دارد.