دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۵۲

مولوی
ای دل این ره به قیل و قالت ندهند جز بر در نیستی وصالت ندهند
وانگاه در آن هوا که مرغان ویند تا با پر و بالی پر و بالت ندهند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ضرورت ترکِ خودخواهی و هیاهویِ دنیوی برای رسیدن به حقایقِ والا تأکید دارد. شاعر بیان می‌دارد که سالکِ طریقِ عشق، تا زمانی که بر منِ خویش تکیه کند و در بندِ قیل و قال‌های عقلانی و دنیایی باشد، به وصالِ محبوب نخواهد رسید.

نکته‌ی دیگر، نفیِ تواناییِ شخصی در پیمودن این مسیر است؛ چنان‌که پرواز در هوایِ عرفانی، تنها با مددِ الهی و بخششِ بال و پرِ معنوی ممکن است، نه با اتکا به داشته‌های مادی یا توانمندی‌های بشری.

معنای روان

ای دل این ره به قیل و قالت ندهند جز بر در نیستی وصالت ندهند

ای دل، این راهِ عاشقی با هیاهو و جدل‌های بیهوده طی نمی‌شود؛ تنها راه رسیدن به وصالِ دوست، آن است که از خود و هستیِ مجازیِ خویش بگذری و در آستانه‌ی فنا قرار بگیری.

نکته ادبی: نیستی در اینجا به معنایِ فنایِ عارفانه و نفیِ خودخواهی است و قیل و قال کنایه از بحث و جدل‌های ذهنی است.

وانگاه در آن هوا که مرغان ویند تا با پر و بالی پر و بالت ندهند

و پس از آن در فضایِ ملکوتی که مرغانِ عاشق در آن پرواز می‌کنند، تا زمانی که خودِ حق تعالی بال و پرِ معنوی به تو نبخشد، تو را به پرواز در آن آسمان راهی نیست.

نکته ادبی: هوا در اینجا به معنای فضا و اقلیمِ معنوی است و مرغان استعاره از سالکانِ راهِ حق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه در نیستی نشستن

کنایه از رسیدن به مقام فنا و ترک خودخواهی برای نیل به کمال.

استعاره مرغان

استعاره از عارفان و عاشقانِ طریقِ حق که در آسمانِ معرفت پرواز می‌کنند.

تضاد قیل و قال و نیستی

تقابلِ میانِ هیاهویِ دنیوی و سکوتِ عارفانه برای نشان دادنِ تفاوتِ مسیرِ حق با راهِ مادی.