دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۴۸

مولوی
ای اهل صفا که در جهان گردانید از بهر بتی چرا چنین حیرانید
آنرا که شما در این جهان جویانید در خود چو جوئید شما خود آنید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده با زبانی عرفانی و عمیق، انسان را از جست‌وجوی حقیقت در خارج از وجود خویش برحذر می‌دارد و بر اهمیتِ خودشناسی برای رسیدن به کمال تأکید می‌ورزد.

شاعر با انتقاد از سرگشتگیِ آدمیان در پی اهدافِ مادی یا معشوق‌های بیرونی، آن‌ها را دعوت می‌کند تا با نگاه به درون، جایگاهِ حقیقیِ محبوب را در جانِ خویش بیابند.

معنای روان

ای اهل صفا که در جهان گردانید از بهر بتی چرا چنین حیرانید

ای کسانی که در پی حقیقت هستید و در این جهان سرگردانید، چرا برای یافتن محبوب و مقصود خود، این‌گونه دچار حیرت و سرگشتگی شده‌اید؟

نکته ادبی: واژه «گردانید» در این بافت به معنای گردش کردن و جست‌وجو کردن است و «بت» استعاره‌ای از هر معشوق یا هدفِ دنیوی است که مانعِ دیدن حقیقت می‌شود.

آنرا که شما در این جهان جویانید در خود چو جوئید شما خود آنید

آن حقیقتی را که در این دنیا به دنبالش می‌گردید، اگر در درونِ خود جست‌وجو کنید، درخواهید یافت که خودِ شما همان حقیقت هستید.

نکته ادبی: این بیت به قاعده عرفانی مشهور مبنی بر اینکه حقیقتِ مطلق در جانِ آدمی نهفته است، اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره بت

اشاره به معشوق یا هرگونه تعلقِ دنیوی که انسان را از مرکزِ هستی خود دور می‌کند.

ندا ای اهل صفا

خطاب قرار دادنِ جویندگانِ راهِ حقیقت برای جلب توجه و بیداری آنان.

پارادوکس در خود چو جوئید شما خود آنید

این گزاره که جست‌وجوگر، همان چیزی است که به دنبالش می‌گردد؛ حقیقتی که در عینِ غیاب، در وجودِ فرد حاضر است.