دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۴۵

مولوی
ای از قدمت خاک زمین خرم و شاد شد حامله از شادی و صد غنچه بزاد
زین غلغله ای فتاد در انجم و چرخ در غلغله چشم ماه بر نجم فتاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی استعاری، بازگشت حیات و نشاط را به هستی توصیف می‌کنند. آمدن شخص یا پدیده‌ای مبارک، چنان تحولی در زمین ایجاد کرده که آن را آبستن گل و شکوفه ساخته و این شور و نشاط زمینی، به آسمان‌ها نیز سرایت کرده است.

فضای کلی شعر سرشار از سرزندگی و پویایی است که در آن، مرز میان عالم ماده و ماوراء در هم می‌آمیزد و کل هستی در یک جشن کیهانی سهیم می‌شوند.

معنای روان

ای از قدمت خاک زمین خرم و شاد شد حامله از شادی و صد غنچه بزاد

ای کسی که با حضور تو، زمین سرسبز و شاداب شد؛ زمین از این شادی بارور گشت و گل‌های فراوانی از آن رویید.

نکته ادبی: واژه 'قدم' در اینجا به معنی قدوم و آمدن است و نه کهنگی. تشبیه زمین به موجودی بارور، استعاره‌ای برای نو شدن طبیعت است.

زین غلغله ای فتاد در انجم و چرخ در غلغله چشم ماه بر نجم فتاد

از این غوغا و هیاهوی شادی، جنبشی در ستارگان و آسمان پدید آمد و در این میان، ماه با اشتیاق به ستاره نگریست.

نکته ادبی: واژه 'انجم' جمع نجم به معنای ستارگان است و 'غلغله' به معنای هیاهو و همهمه‌ی برخاسته از شادی است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (جان‌بخشی) حامله از شادی و صد غنچه بزاد

نسبت دادن ویژگی انسانی باروری و زایمان به زمین برای نشان دادن اوج طراوت.

مراعات نظیر انجم و چرخ

ایجاد تناسب و هماهنگی میان ستارگان و فلک.

استعاره غلغله در انجم و چرخ

تصویرسازی از بازتاب شادی زمینی در آسمان‌ها و تأثیر متقابل آن‌ها.