دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۴۴

مولوی
ای آنکه نخست بر سحر چشم تو زد وز با نمکی راه نظر چشم تو زد
آنکس که چو توتیاش عزت داری آمد به طریق شکرم چشم توزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش زیبایی گیرا و تأثیر افسونگر چشمان معشوق می‌پردازند. شاعر به تصویرسازی از نگاه یار مشغول است که چگونه با نخستین برخورد، دل عاشق را تسخیر می‌کند.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی عاشقانه و شورانگیز است که در آن، نگاه معشوق با تعابیری نظیر سحر، نمک و شکر توصیف شده تا عمق نفوذ و شیرینیِ آن در نظر عاشق نمایان گردد.

معنای روان

ای آنکه نخست بر سحر چشم تو زد وز با نمکی راه نظر چشم تو زد

ای کسی که از همان ابتدا با جادوی چشمانت بر من اثر گذاشتی و با ملاحت و زیبایی نگاهت، راه را بر دیدگان من بستی و مرا مجذوب خود کردی.

نکته ادبی: واژه سحر در اینجا استعاره از تأثیرگذاریِ خارق‌العاده و جادویی نگاه است که در ادبیات کلاسیک بسیار کاربرد دارد.

آنکس که چو توتیاش عزت داری آمد به طریق شکرم چشم توزد

آن کسی که چشمان تو برایش همچون توتیای گران‌بها و عزیز است، با شور و شیرینیِ تمام به سویت آمد و چشم به جمال تو دوخت.

نکته ادبی: توتیا ماده‌ای معدنی و در قدیم دارویی برای جلا دادن چشم بوده که در اینجا استعاره از درمان‌گر بودن و ارزشمندیِ نگاه معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سحر چشم

تشبیه غیرمستقیم تأثیر نگاه به جادو و افسون.

کنایه با نمکی

اشاره به ملاحت و دلربایی که در رفتار یا نگاه معشوق نهفته است.

استعاره توتیا

نمادی از جلا دهندگی و گران‌بها بودن نگاه معشوق.