دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۳۴

مولوی
امشب ساقی به مشک می گردان کرد دل یغما بر دو دست در ایمان کرد
چندان می لعل ریخت تا طوفان کرد چندانکه وثاق عقل را ویران کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

فضای حاکم بر این ابیات، حال و هوای شوریدگی و سرگشتگی است که در آن، ساقی به عنوان نمادِ جلوه‌گرِ عشق، با پیشکشِ می، عقلِ مصلحت‌اندیش را در هم می‌شکند.

شاعر از حالتی سخن می‌گوید که در آن، خردِ منطقی در برابر سیلِ عشق بی‌دفاع می‌ماند و نتیجه‌ی این ویرانی، رهایی دل و تسلیم شدنِ آن در پیشگاه ایمان است.

معنای روان

امشب ساقی به مشک می گردان کرد دل یغما بر دو دست در ایمان کرد

امشب ساقی جام شراب را میان جمع گرداند و چنان مستی‌بخش ظاهر شد که من (یغما) دلِ از دست رفته‌ی خود را همچون غنیمتی بر کفِ دست گرفتم و تقدیمِ پیشگاهِ ایمان کردم.

نکته ادبی: واژه‌ی «یغما» در اینجا تخلص شاعر است که در معنای لغوی به معنای تاراج و غارت به کار رفته تا ایهامی ظریف میان نام شاعر و غارت شدنِ دل ایجاد کند.

چندان می لعل ریخت تا طوفان کرد چندانکه وثاق عقل را ویران کرد

ساقی آن‌قدر شراب سرخ و ناب در جام ریخت و نوشاند که گویی سیلابی خروشان به راه افتاد؛ این مستی چنان فراگیر بود که بنیانِ عقل و منطقِ مرا به کل ویران و نابود کرد.

نکته ادبی: «وثاق» به معنای اتاق یا خانه است و در اینجا استعاره از جایگاهِ تفکر عقلانی است که در برابرِ طوفانِ عشق تاب نمی‌آورد.

آرایه‌های ادبی

استعاره وثاق عقل

اشاره به ذهن و فکر آدمی که به خانه‌ای تشبیه شده و با سیلِ عشق ویران می‌شود.

ایهام یغما

اشاره به تخلص شاعر و هم‌زمان به معنای لغوی تاراج و غارت شدن دل که به ظرافت در متن گنجانده شده است.

مبالغه طوفان کرد

اغراق در وصفِ حجمِ زیادِ شراب و مستی حاصل از آن که گویی همه چیز را با خود می‌برد.