دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۲۹
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این اشعار بازتابدهنده حسرت و گلایه عاشقی است که تمامی وجود خود را نثار معشوق کرده، اما در پاسخ، جز بیوفایی و بیمهری ندیده است. فضا سرشار از اندوه و سرخوردگی از بیلیاقتی معشوق در درک ارزش عشق است.
شاعر در این ابیات با بیانی صریح، ناتوانی معشوق در مهرورزی و ناسپاسی او در برابر فداکاریهای عاشق را به تصویر میکشد و بر این نکته تأکید دارد که هر کسی ظرفیت و لیاقت دریافت موهبت عشق را ندارد.
معنای روان
افسوس که طبع تو، با وجود ظاهر دلربا، هیچگاه گرمی و صفایی نداشت؛ چرا که کار تو تنها شکستن دلها و سوزاندن سینهها بود.
نکته ادبی: دلفروز در اینجا با نوعی کنایه و طنز تلخ به کار رفته است؛ ترکیب دلشکنی و سینه سوزی نماد رفتار قهرآمیز معشوق است.
من تمام هستیام را که شامل دل و دیده و جانم بود به پای تو ریختم و تو نیز همه را از من گرفتی، اما افسوس که تو شایستگی و نصیبی از این عشق نداشتی.
نکته ادبی: روزی در اینجا به معنای نصیب، قسمت و شایستگی به کار رفته است؛ تکرار کلمه همه، تاکید بر کمال بخشش عاشق است.
آرایههای ادبی
اشاره به عذاب دادن و رنجاندن عاشق.
تاکید بر کمال و تمامیت بخشش عاشق.
بیان اینکه معشوق علیرغم ظاهری فریبنده، درون خالی از محبت دارد.