دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۲۸

مولوی
از یاد خدای مرد مطلق خیزد بنگر که ز نور حق چه رونق خیزد
این باطن مردان که عجایب بحریست چون موج زند از آن اناالحق خیزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به جایگاه بلند انسان کامل و عارف واصل اشاره دارد که با استمرار در یاد و ذکر خداوند، به چنان مرتبه‌ای از شکوه و درخشش می‌رسد که گویی وجودش بازتابی از نور الهی است. این سیر و سلوک، انسان را از خودِ محدودش جدا کرده و به حقیقتی بزرگ‌تر پیوند می‌دهد.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، بازشناسیِ عمقِ وجودِ عارفان است که مانند دریایی از اسرار و شگفتی‌ها توصیف شده است. هنگامی که این دریای باطنی به خروش درآید، حقیقتِ ناب از زبان عارف جاری می‌شود که در ادبیات عرفانی با تعبیرِ اناالحق از آن یاد می‌شود؛ حالتی که در آن، خودِ انسانی در حقیقتِ الهی فانی شده است.

معنای روان

از یاد خدای مرد مطلق خیزد بنگر که ز نور حق چه رونق خیزد

از یاد و ذکر خداوند، انسان کامل و وارسته برمی‌خیزد و به کمال می‌رسد؛ بنگر که چگونه از نور و تجلی پروردگار، زیبایی و شکوهی بی‌کران در وجود او پدیدار می‌شود.

نکته ادبی: مرد مطلق در اینجا استعاره از انسان کامل است که از قید تعلقات دنیوی آزاد شده و به وحدت با حق رسیده است.

این باطن مردان که عجایب بحریست چون موج زند از آن اناالحق خیزد

درون و باطنِ عارفان، دریایی شگفت‌انگیز و سرشار از اسرار الهی است؛ وقتی این دریا به تلاطم می‌افتد، از عمق وجودشان بانگ اناالحق (من حقیقت هستم) برمی‌خیزد که نشان از اتحاد عارف با ذات پروردگار دارد.

نکته ادبی: اناالحق مشهورترین جمله منسوب به منصور حلاج است که در عرفان نماد فنای بنده در اراده خداوند است.

آرایه‌های ادبی

استعاره عجایب بحریست

تشبیه باطن عارف به دریایی عمیق که دربردارنده اسرار الهی است.

تلمیح اناالحق

اشاره به داستان و سخن مشهور حسین بن منصور حلاج که نماد وحدت وجود است.

مجاز و استعاره نور حق

استعاره از هدایت، تجلیات الهی و آگاهی مطلق پروردگار.