دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۲۷
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
در این ابیات، شاعر به ستایشِ فردی میپردازد که نیکی و خیرخواهیاش چنان نافذ و تأثیرگذار است که نهتنها کینهها و نیتهای ناپاک را از نهادِ بدخواهان میزداید، بلکه ریشه هرگونه اندوه و غمی را در جهان میخشکاند.
در نگاهی کلانتر، شعر تصویری از آرمانشهری را ترسیم میکند که در سایه جلالت و بخشندگیِ ممدوح، عدالت و رفاه چنان گسترده شده است که فقر و درماندگی جای خود را به توانگری و عزتِ همگانی داده است.
معنای روان
به واسطه نیکی و خیرخواهیِ تو، سرشتِ بدخواهان چنان تغییر کرد که دیگر شرارتی در آنان باقی نماند؛ همچنین تمامی غمها و غصهها، چه اندک و چه بسیار، به طور کامل از میان رفتند.
نکته ادبی: واژه 'طبع' در اینجا به معنای ذات و نهادِ انسان است و 'بداندیش' صفتی برای کسی است که نیت سوء در سر دارد.
شکوه و جلالتِ تو و سپاهیانِ تو، سراسر عالم را زیر سایه گرفت؛ چنانکه همگان به ثروت و رفاه رسیدند و دیگر کسی به عنوان فقیر و درویش در جامعه باقی نماند.
نکته ادبی: واژه 'خیل' به معنای سپاه و انبوهِ لشکریان است و تقابلِ 'ملک' و 'درویش' نشاندهنده فراوانیِ نعمتی است که فقر را ریشهکن کرده است.
آرایههای ادبی
شاعر با آوردن دو واژه متضاد، نهایتِ رفاه و آسایشِ عمومی را به تصویر کشیده است.
شاعر برای ستایشِ تأثیرِ نیکیِ ممدوح، وجودِ هرگونه غم و غصه را به طور مطلق در جهان نفی کرده است.
دو واژه هممعنا که در کنار هم برای تأکید بر مفهوم اندوه به کار رفتهاند.