دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۲۶

مولوی
از ما بت عیار گریزان باشد وز یاری ما یار گریزان باشد
او عقل منور است و ما مست وییم عقل از سر خمار گریزان باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویرگر شکافی عمیق میان دنیای پرشور و مستانه عاشق و فضای روشن و عقلانی معشوق است. شاعر به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه دلبستگی و شوریدگی افراطی، به عنوان حجابی میان جان تشنه و حقیقت آگاهانه عمل می‌کند و مانع از وصال می‌گردد.

فضای حاکم بر شعر، فضایی حزن‌آلود و در عین حال حکیمانه است که در آن تضاد میان عقل و جنون عاشقانه به شکلی ملموس ترسیم شده است.

معنای روان

از ما بت عیار گریزان باشد وز یاری ما یار گریزان باشد

آن محبوب زیبا و حیله‌گر از ما دوری می‌گزیند و دوست و همراه ما نیز از رفاقت و همنشینی با ما فرار می‌کند.

نکته ادبی: بت عیار ترکیبی استعاری است که در آن بت نماد معشوق زیبا و عیار نشان‌دهنده زیرکی و بی‌وفایی اوست.

او عقل منور است و ما مست وییم عقل از سر خمار گریزان باشد

آن معشوق در حقیقت همان خرد درخشان و آگاهی ناب است، اما ما در مستی عشق او غرق شده‌ایم؛ و واضح است که عقل سلیم از فضای گیج‌کننده مستی و خماری گریزان است.

نکته ادبی: در اینجا عقل در برابر مستی قرار گرفته است که به تقابل میان هوشیاری منطقی و شوریدگی عاشقانه اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه بت عیار

استعاره‌ای برای معشوقی که زیبایی او با بی‌وفایی و زیرکی همراه است.

تضاد عقل و مستی

تقابل میان آگاهی منطقی و بی‌خودی عاشقانه که هسته مرکزی این دو بیت است.