دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۲۵

مولوی
از لطف تو هیچ بنده نومید نشد مقبول تو جز قبول جاوید نشد
لطفت به کدام ذره پیوست دمی کان ذره به از هزار خورشید نشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در ستایش و مناجات با پروردگار سروده شده‌اند و بر دو محور اساسیِ بخشندگیِ ناامیدناپذیر و قدرت دگرگون‌سازِ لطف الهی استوارند. شاعر با نگاهی عارفانه معتقد است که عنایتِ خداوند، هر موجودی را از کمترین مرتبه هستی به والاترین درجات کمال می‌رساند.

فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از امید و ایمان به اعجازِ ناشی از پیوندِ میان خالق و مخلوق است. در این دیدگاه، هرچند موجودات در ظاهر ناچیز باشند، اما به محض آنکه رنگی از محبت الهی بر آن‌ها بنشیند، ارزشی فراتر از پدیده‌های عظیم طبیعی می‌یابند.

معنای روان

از لطف تو هیچ بنده نومید نشد مقبول تو جز قبول جاوید نشد

هیچ بنده‌ای از مهر و بخشش بی‌پایان تو ناامید نشد و کسی که به درگاه تو پذیرفته شد، به مقامی جاودانه و ماندگار رسید.

نکته ادبی: واژه مقبول به معنای پذیرفته‌شده و مورد عنایت است؛ و عبارت مقبولِ تو جز قبولِ جاوید نشد بر این نکته تأکید دارد که پذیرش الهی، پدیده‌ای گذرا و محدود نیست.

لطفت به کدام ذره پیوست دمی کان ذره به از هزار خورشید نشد

عنایت و لطف تو به هر ذره‌ی کوچکی که در عالم هستی تابید، آن ذره‌ی ناچیز را به چنان والایی رساند که از هزاران خورشیدِ پرفروغ و درخشان نیز برتر شد.

نکته ادبی: استفاده از ذره در مقابل خورشید برای نمایش تقابلِ میان ناچیزیِ مخلوق و عظمتِ الطافِ خالق است که در ادبیات عرفانی بسیار پرکاربرد است.

آرایه‌های ادبی

تضاد ذره و خورشید

تقابل میان کم‌ارزش‌ترین و پرارزش‌ترین جلوه مادی برای تبیین قدرت لطف الهی.

اغراق به از هزار خورشید

بزرگ‌نماییِ تأثیر عنایت حق بر موجودی کوچک برای نشان دادنِ ارزشِ معنویِ آن.