دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۲۲

مولوی
از عشق تو دریا همه شور انگیزد در پای تو ابرها درر میریزد
از عشق تو برقی بزمین افتادست این دود به آسمان از آن میخیزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر قدرت بی‌کران و تأثیر شگفت‌انگیز عشق بر طبیعت تأکید دارند. شاعر با بهره‌گیری از عناصر طبیعی همچون دریا، ابرها، صاعقه و دود، تصویری از هیجان و شوریدگیِ برخاسته از عشق به محبوب ترسیم می‌کند؛ گویی تمامی کائنات در برابر عظمت این عشق واکنش نشان می‌دهند.

فضای شعر، فضایی سرشار از تکاپو، دگرگونی و شکوه است که نشان می‌دهد عشق نه تنها در قلب عاشق، بلکه در کل جهان هستی موجی عظیم برپا کرده و نظم طبیعت را تحت‌الشعاع قرار داده است.

معنای روان

از عشق تو دریا همه شور انگیزد در پای تو ابرها درر میریزد

به سبب عشقی که به تو دارم، دریا متلاطم و پرشور شده است و ابرها در برابر قدوم تو، مرواریدهای باران را به نشانه تحسین نثار می‌کنند.

نکته ادبی: درر جمع واژه دُر به معنای مروارید است که در اینجا استعاره از قطرات باران یا اشک می‌باشد.

از عشق تو برقی بزمین افتادست این دود به آسمان از آن میخیزد

از شدت عشق تو، گویی صاعقه‌ای آتشین به زمین اصابت کرده است و دودِ برخاسته از این آتش عشق، به سوی آسمان اوج می‌گیرد.

نکته ادبی: استعاره از برق برای نشان دادن لحظه وقوع عشق و دود برای نمایشِ آه و سوزِ دل که تا افلاک می‌رسد.

آرایه‌های ادبی

تشخیص دریا شور انگیزد

نسبت دادن صفت شوریدگی و واکنش انسانی به دریا.

استعاره درر

تشبیه قطرات باران به مروارید‌های گران‌بها.

مبالغه دود به آسمان می‌خیزد

بزرگ‌نمایی در اثرگذاری سوز عشق که آه آن به آسمان می‌رسد.