دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۱۹

مولوی
از دیدن روئیکه ترا دیده بود ما را به خدا نور دل و دیده بود
خاصه روئیکه از ازل تا بابد از دیدن روی تو نه ببریده بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار به تأثیرِ عمیق و روحانیِ پیوند با کسی می‌پردازد که پیش‌تر به دیدارِ محبوب نائل شده است. شاعر بیان می‌کند که نگریستن به چنین چهره‌ای، خود مجرایی برای کسب نور و صفا در دل و دیده است.

همچنین بر پیوستگی و تداومِ این مشاهده در تمامِ طولِ تاریخِ هستی (از ازل تا ابد) تأکید می‌شود که نشان از عشقی پایدار و نگاهی همیشگی به جمالِ یار دارد.

معنای روان

از دیدن روئیکه ترا دیده بود ما را به خدا نور دل و دیده بود

دیدار با کسی که پیش از این چهره‌ تو را دیده بود، به لطفِ خداوند، روشنایی‌بخشِ قلب و دیدگانِ ما شد.

نکته ادبی: واژه «دیده» در مصراع دوم هم به معنای چشم است و هم بخشی از فعلِ مشاهده‌ کردن، که ایهامی زیبا ایجاد کرده است.

خاصه روئیکه از ازل تا بابد از دیدن روی تو نه ببریده بود

به‌ویژه چهره‌ای که از آغازِ آفرینش تا پایانِ ابد، هرگز لحظه‌ای از تماشای رویِ تو بازنمانده است.

نکته ادبی: «بابد» در اینجا معادلِ «ابد» به کار رفته و «نه ببریده بود» کنایه از تداومِ نگاه و پیوندِ قلبی است.

آرایه‌های ادبی

ایهام دیده

کاربردِ دوگانه به معنای چشم و مشاهده کردن که بر غنای معنایی افزوده است.

اغراق از ازل تا بابد

بیانِ تداومِ بی‌وقفه و همیشگیِ نگریستن به یار که فراتر از زمانِ معمول است.