دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۱۷

مولوی
از خاک کف پات سران حیرانند کوران همه مستند و کران حیرانند
زان پاکانیکه در صفا محو شدند هم ایشان نیز اندر آن حیرانند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در فضای عرفانی و در ستایشِ عظمتی بی‌کران سروده شده‌اند که در آن، تمامیِ هستی در برابرِ محبوب یا حقیقتِ مطلق، حیران و سرگشته‌اند. شاعر می‌کوشد تا ناتوانیِ عقل و حواسِ ظاهری را در درکِ این مقامِ رفیع، در قالبِ تصاویری از شوریدگی و مستی نشان دهد.

فضای کلی اثر آکنده از نوعی فناء و غرق‌شدگی است که در آن، تفاوت‌های ظاهری میانِ انسان‌ها از میان می‌رود و همگان، از سردمداران گرفته تا بی‌خبران و حتی پارسایانِ حقیقی، در دریای بی‌کرانِ معرفت و حیرت غوطه‌ورند.

معنای روان

از خاک کف پات سران حیرانند کوران همه مستند و کران حیرانند

حتی کسانی که از نظر ظاهری ناتوان‌اند، یعنی کوران و کران، در این بارگاه چنان غرق در جذبه شده‌اند که از خود بی‌خود گشته و در حیرت به سر می‌برند.

نکته ادبی: استفاده از تناقض برای بیانِ شهودِ قلبی؛ کوری و کری در اینجا به معنایِ ناتوانیِ حواسِ مادی در برابرِ تجلیاتِ حق است.

زان پاکانیکه در صفا محو شدند هم ایشان نیز اندر آن حیرانند

همین پاکان نیز در برابرِ شکوه و عظمتِ این مقام، راهی جز حیرت و شگفتی نیافته و در آن محو و سرگشته‌اند.

نکته ادبی: محو شدن در اصطلاح عرفانی اشاره به فناء فی الله و از بین رفتنِ هستیِ مجازیِ سالک در برابرِ هستیِ مطلق دارد.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) کوران همه مستند و کران حیرانند

شاعر با کنار هم قرار دادنِ ویژگی‌های حسی (کوری و کری) با درکِ معنوی (مستی و حیرت)، نشان می‌دهد که حقیقتِ والا، فراتر از حواسِ ظاهری است.

کنایه خاک کف پا

کنایه از اوجِ فروتنی و خاکساری در برابرِ معشوق یا پیرِ طریقت.

واج‌آرایی سران، حیران، کوران

تکرار صامت‌های «ر» و «ن» که به موسیقیِ درونی و غم‌آلودگیِ توأم با شگفتیِ کلام افزوده است.