دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۱۳

مولوی
از آتش عشق دوست تفها بزنید وان آتش را در این علفها بزنید
آن چنگ غمش چو پای ما بگرفتست ما را به مثل بر همه دفها بزنید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به فضایی از شوریدگی و تسلیم عارفانه اشاره دارند. شاعر در اینجا به دنبال رهایی از بندهای دلبستگی‌های دنیوی است و این مهم را تنها از طریقِ آتشِ عشقِ الهی و درگیر شدن با غمِ مقدسِ محبوب ممکن می‌داند.

درونمایه اصلی، فنایِ خویشتن در برابرِ اراده محبوب است؛ به گونه‌ای که عاشق نه تنها از سوختن و ضرب خوردن نمی‌هراسد، بلکه آن را راهی برای رسیدن به حیاتِ حقیقی و همنوایی با عالمِ بالا می‌بیند.

معنای روان

از آتش عشق دوست تفها بزنید وان آتش را در این علفها بزنید

شعله‌های سوزان عشقِ محبوب را بر وجود خود بتابانید و این آتش را به خرمنِ تمایلات دنیوی و نفسانی (که همچون علف‌های خشک و بی‌ارزش است) بزنید تا آن را خاکستر کند.

نکته ادبی: واژه تف به معنای حرارت و گرمایِ آتش است و در اینجا نمادی از قدرتِ دگرگون‌کنندگی عشق است. علف‌ها استعاره‌ای از دلبستگی‌های ناپایدار دنیوی است.

آن چنگ غمش چو پای ما بگرفتست ما را به مثل بر همه دفها بزنید

چرا که چنگِ غمِ او، مانند کسی که پا یا دامنی را می‌گیرد، ما را گرفتار خود کرده است؛ پس ما را همچون دفی در دست نوازنده، به ضرب آهنگِ این غم بنوازید و بر ما بکوبید.

نکته ادبی: تشبیه عاشق به دف و غم محبوب به نوازنده، نشان‌دهنده تسلیم کامل عاشق و پذیرشِ رنجِ ناشی از عشق به عنوان راهی برای کمال است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش عشق

عشق به دلیل خاصیت سوزانندگی و تطهیرکنندگی به آتش تشبیه شده است.

استعاره علف‌ها

تمایلات دنیوی و نفسانی به علف‌های خشک تشبیه شده‌اند که در آتش عشق می‌سوزند.

تشبیه ما را به مثل بر همه دفها بزنید

عاشق خود را به دفی تشبیه کرده که نوازنده‌ی غم، بر آن می‌کوبد تا نوای حق از آن برخیزد.