دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۰۶

مولوی
آن یار که از طبیب دل برباید او را دارو طبیب چون فرمایند
یک ذره ز حسن خویش اگر بنماید والله که طبیب را طبیبی باید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت با نگاهی عارفانه و در عین حال عاشقانه، بیانگرِ ناتوانیِ خرد و دانشِ بشری در برابرِ نیرویِ ویرانگر و در عین حال حیات‌بخشِ عشق و زیبایی است. شاعر به تصویر می‌کشد که چگونه جمالِ معشوق، حتی عقل‌گرایان و درمان‌گران را نیز از پای درمی‌آورد و آنان را از مقامِ ناظر به مقامِ عاشق بدل می‌کند.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی است که در آن مرزهای منطق و تشخیصِ بیماری شکسته شده و شیفتگی، تنها زبانِ گویایِ حقیقتِ هستی است؛ جایی که طبیب نه به عنوانِ معالج، بلکه به عنوانِ بیماری دردمند در برابرِ جلوه‌ی جمالِ یار به زانو درمی‌آید.

معنای روان

آن یار که از طبیب دل برباید او را دارو طبیب چون فرمایند

آن یاری که دلِ طبیب را می‌رباید و او را شیفته‌ی خود می‌سازد، چگونه ممکن است آن طبیب بتواند برایِ چنین معشوقی دارو تجویز کند؟ چرا که خودِ طبیب دیگر توانِ تشخیصِ درد را ندارد و اسیرِ عشق شده است.

نکته ادبی: در این بیت «فرمایند» به معنای تجویز کردن در سیاقِ پزشکی است و فعل به صورتِ جمع به کار رفته تا بر احترام و مقامِ طبیب در ظاهر تأکید کند و شکستِ آن در برابرِ عشق را ملموس‌تر سازد.

یک ذره ز حسن خویش اگر بنماید والله که طبیب را طبیبی باید

اگر آن معشوق تنها ذرّه‌ای از زیباییِ بی‌کرانِ خود را آشکار سازد، سوگند به خدا که آن طبیبِ حاذق چنان دچارِ سرگشتگی و شیفتگی می‌شود که خود برایِ درمانِ دلِ خویش به طبیبی دیگر نیازمند می‌گردد.

نکته ادبی: واژه‌ی «والله» در اینجا علاوه بر قسم، نوعی تأکیدِ بلاغی برای اثباتِ این نکته است که عشق، ورایِ تمامِ تحلیل‌هایِ عقلانی قرار دارد و حتی داناترین افراد نیز در برابرِ آن ناتوان‌اند.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) طبیب و طبیبی باید

شاعر با آوردنِ دو وجه از طبیب، بر ناتوانیِ عقل و دانش در برابرِ قدرتِ بی‌کرانِ عشق تأکید کرده است.

مبالغه یک ذره ز حسن خویش

تأکید بر اینکه همان مقدارِ اندک از زیباییِ معشوق نیز برای مغلوب کردنِ عقل و منطقِ انسان کافی است.