دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۰۳

مولوی
آنها که چو آب صافی و ساده روند اندر رگ و مغز خلق چون باده روند
من پای کشیدم و دراز افتادم اندر کشتی دراز افتاده روند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تضاد میان دو نوع سلوک در زندگی اشاره دارند. در بخش نخست، از کسانی سخن می‌گوید که با خلوص و شفافیت درونی، حضوری نافذ و تأثیرگذار در جان و روان دیگران دارند و همانند شراب، مستی و شور می‌آفرینند.

در بخش دوم، شاعر از رویکرد متفاوت خود پرده برمی‌دارد که همانا کناره‌گیری از هیاهو و رسیدن به مقام تسلیم است. او بر این باور است که با رها کردنِ منِ خویشتن و تسلیم در برابر تقدیر، می‌توان در کشتی حقیقت، راحت‌تر به مقصد رسید.

معنای روان

آنها که چو آب صافی و ساده روند اندر رگ و مغز خلق چون باده روند

کسانی که با نیتی پاک و رفتاری بی‌آلایش و شفاف زندگی می‌کنند.

نکته ادبی: تشبیه به آب صاف کنایه از خلوص و عدم آلودگی به تعلقات دنیوی است.

من پای کشیدم و دراز افتادم اندر کشتی دراز افتاده روند

این افراد در عمق وجود و تفکرِ انسان‌ها چنان تأثیری می‌گذارند که گویی مانند شراب در رگ و مغز آنان جریان می‌یابند و آنان را دگرگون می‌کنند.

نکته ادبی: تشبیه به باده اشاره به تأثیر عمیق و شورانگیزِ این افراد بر جانِ مخاطبان است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو آب صافی / چون باده

تشبیه افراد پاک‌نهاد به آب برای نشان دادن خلوص و تشبیه تأثیر آنان به باده برای بیان قدرت نفوذ و شورآفرینی است.

کنایه پای کشیدن

کنایه از کناره‌گیری از هیاهوی دنیا و ترکِ تکاپوهای نفسانی.

استعاره کشتی

اشاره به مسیر زندگی، طریقت حق یا گردونه‌ هستی که انسان را به سرمنزل مقصود می‌برد.