دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۰۰

مولوی
آن وسوسه ای که شرمها را ببرد آن داهیه ای که بندها را بدرد
چون سیر برهنه گردد از رسم جهان در عشق جهان را به پیازی نخرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر قدرت رهایی‌بخشِ یک کشش درونی و شوریدگیِ عاشقانه است که تمامی قیود اجتماعی و شرم‌های کاذب را از میان برمی‌دارد. شاعر با ترسیم فضایِ رهایی از هنجارهایِ دست‌وپاگیر، نشان می‌دهد که وقتی انسان در وادی عشق گام می‌نهد، ارزش‌های مادی و دنیوی برای او رنگ می‌بازد و دیگر هیچ اعتباری ندارد.

تمثیلِ سیر و پیاز در این ابیات، فضایی طنزآلود و در عین حال عمیق ایجاد کرده است تا بی‌ارزش بودنِ تعلقاتِ دنیوی را در برابرِ عظمتِ عشق، به شکلی ملموس و عامیانه به تصویر بکشد.

معنای روان

آن وسوسه ای که شرمها را ببرد آن داهیه ای که بندها را بدرد

آن نیروی وسوسه‌انگیز و جذبه‌ای که تمامِ شرم‌های بی‌جا و رودربایستی‌هایِ انسانی را از بین می‌برد؛ همان حادثه یا قدرتِ تکان‌دهنده‌ای که زنجیرهای وابستگی به دنیا را از هم می‌گسلد.

نکته ادبی: واژه داهیه به معنای حادثه بزرگ و ناگوار است که در اینجا به معنای قدرتِ دگرگون‌کننده‌ای به کار رفته که ساختارِ ذهنی فرد را درهم می‌شکند.

چون سیر برهنه گردد از رسم جهان در عشق جهان را به پیازی نخرد

هنگامی که انسان مانند سیر، پوستِ ظاهریِ هنجارهایِ دنیوی را کنار می‌گذارد و بی‌پروا و بی‌ریا می‌شود، در بازارِ عشق، تمامِ دنیا را حتی به اندازه‌ی یک پیاز هم ارزشمند نمی‌شمارد.

نکته ادبی: آرایه تناسب و مراعات‌نظیر میان سیر و پیاز با برهنه و خریدن برای تأکید بر بی‌ارزشیِ دنیا در نگاه عاشق استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه به پیازی نخرد

کنایه از بسیار بی‌ارزش شمردن و اهمیت ندادن به چیزی.

تشبیه و تمثیل چون سیر برهنه گردد

مانند کردن انسانِ فارغ از قید و بند به سیر که پوستش جدا شده و عریان است.

استعاره داهیه

استفاده از واژه‌ای به معنای حادثه برای توصیفِ نیرویِ قویِ عشق که ساختارها را تغییر می‌دهد.