دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۹۶

مولوی
آن کیست که بیرون درون مینگرد در اهل جنون به صد فسون مینگرد
وز دیده نگر که دیده چون مینگرد و آن کیست که از دیده برون مینگرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به یکی از بنیادین‌ترین پرسش‌های عرفانی و فلسفی، یعنی ماهیتِ «ناظر» و حقیقتِ «بیننده» می‌پردازد. شاعر در فضایی متفکرانه و حیرت‌زده، مخاطب را به سفری درونی دعوت می‌کند تا از سطحِ نگاهِ فیزیکی فراتر رفته و به آن حقیقتِ پنهانی بیندیشد که در پسِ چشمانِ ظاهر، جهان را نظاره می‌کند.

در این کلام، تمایزی ظریف میانِ عضوِ بینایی (چشم) و حقیقتِ آگاهِ درون ترسیم شده است. پیامِ کلی این است که آنچه ما «نگاه کردن» می‌نامیم، در واقع جلوه‌ای از حضورِ آن حقیقتِ یگانه‌ای است که هم درون را می‌بیند و هم از طریقِ چشمِ ظاهر، به برون می‌نگرد.

معنای روان

آن کیست که بیرون درون مینگرد در اهل جنون به صد فسون مینگرد

آن وجودِ یگانه کیست که از ساحتِ بیرون به ژرفایِ درونِ هستی می‌نگرد؟ و آن کیست که با صدها نیرنگ و افسونِ الهی، بر احوالِ عاشقان و مجنونانِ راهِ حقیقت نظاره می‌کند؟

نکته ادبی: تضادِ «بیرون» و «درون» در مصراعِ اول، تقابلی بنیادین میانِ عالمِ شهود و عالمِ غیب ایجاد کرده است.

وز دیده نگر که دیده چون مینگرد و آن کیست که از دیده برون مینگرد

از دیدگاهِ خویش بنگر که این چشم چگونه می‌بیند؛ و دریاب که آن حقیقتی که از درونِ این چشم به جهانِ بیرون نگاه می‌کند، کیست؟

نکته ادبی: تکرارِ واژه‌ی «دیده» در مصراعِ اول و دوم، ایهامی زیبا میانِ عضوِ فیزیکی چشم و قوه‌ی بینایی یا شهودِ قلبی ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) بیرون و درون

برجسته کردنِ دو ساحتِ متفاوتِ وجودی که یکی به ظاهر و دیگری به باطن اشاره دارد.

ایهام دیده

به معنایِ چشمِ فیزیکی و همچنین به معنایِ قوه‌یِ بینایی و بصیرتِ قلبی به کار رفته است.

سجع و تکرار مینگرد

تکرارِ فعل در پایانِ مصراع‌ها، علاوه بر ایجادِ موسیقیِ کناری، تأکید بر استمرارِ فعلِ نگاه کردن و پرسشِ شاعر دارد.