دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۹۴

مولوی
آن کس که ز دل دم اناالحق میزد امروز بر این رسن معلق میزد
وانکس که ز چشم سحر مطلق میزد بر خود ز غمت هزار گون دق میزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تضادِ میانِ ادعاهای بزرگِ انسانی و سرنوشتِ محتوم و دردناکِ او می‌پردازند. شاعر از یک‌سو به کسانی اشاره دارد که با ادعای عرفانیِ والایِ اتحاد با حقیقت، در نهایت به دارِ مجازات کشیده می‌شوند و از سوی دیگر، کسانی که با تکیه بر زیبایی و سحرآمیزیِ چشمانشان دل‌ها را می‌ربودند، اکنون در چنبره‌ی غم و اندوهِ هجران گرفتار گشته‌اند.

این شعر با زبانی استعاری، سرانجامِ پرشورترین ادعاها و زیباترین جلوه‌ها را در چنبره‌ی تقدیر و غمِ عشق بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که فارغ از بزرگیِ ادعا یا کمالِ زیبایی، همگی در برابرِ حقیقتِ دردناکِ هستی و هجران، به یکسان دردمند و درمانده می‌شوند.

معنای روان

آن کس که ز دل دم اناالحق میزد امروز بر این رسن معلق میزد

کسی که با تمام وجود و از صمیم قلب ادعای وحدت با حقیقتِ مطلق (خدا) را سر می‌داد، امروز در راهِ اثباتِ این حقیقت، بر سرِ طنابِ دار آویخته و معلق مانده است.

نکته ادبی: اشاره به سرنوشتِ تاریخیِ منصور حلاج که به جرمِ گفتنِ 'اناالحق' به دار آویخته شد.

وانکس که ز چشم سحر مطلق میزد بر خود ز غمت هزار گون دق میزد

و آن کسی که با چشمانش جادویی بی‌بدیل می‌آفرید و هر دلی را مسحور می‌کرد، امروز در آتشِ هجران و دوریِ تو، هزاران بار از شدتِ اندوه و حسرت در حالِ عذاب و زوال است.

نکته ادبی: ترکیب 'سحر مطلق' استعاره‌ای برای توصیفِ زیباییِ خیره‌کننده و فریبنده‌ی چشم است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح اناالحق و رسن معلق

اشاره مستقیم به داستان منصور حلاج، عارف مشهوری که به دلیل ادعای وحدت با حق، به دار آویخته شد.

کنایه دق میزد

کنایه از رنج کشیدن، در تب و تاب بودن و دچار شدن به اندوهِ جانکاه.

استعاره سحر مطلق

نسبت دادنِ سحر و جادو به چشمان برای بیانِ قدرتِ نفوذ و زیباییِ چشم در جذبِ مخاطب.