دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۹۳

مولوی
آن کس که ز چرخ نیم نانی دارد وز بهر مقام آشیانی دارد
نی طالب کس بود نه مطلوب کسی گو شاد بزی که خوش جهانی دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، چکیده‌ای از جهان‌بینی خردمندانه در باب استغنا و بی‌نیازی است. شاعر به ستایشِ زیستِ ساده و دور از تعلقاتِ نفسانی می‌پردازد و معتقد است که خوشبختی در گروِ رهایی از قیدوبندهای عاطفی و اجتماعی و بسنده کردن به ضروریاتِ ناچیز زندگی است.

پیام اصلی این اثر این است که انسانِ وارسته، نه در پی جلبِ نظرِ دیگران است و نه بندِ نیاز به آنان؛ این استقلالِ درونی، بهشتی است که فرد را از دغدغه‌های بی‌حاصل دنیا فارغ می‌سازد و او را به آرامشی عمیق می‌رساند.

معنای روان

آن کس که ز چرخ نیم نانی دارد وز بهر مقام آشیانی دارد

کسی که از گردش روزگار، تکه نانی برای رفع گرسنگی دارد و سرپناهی ساده برای آسودن و زندگی کردن یافته است.

نکته ادبی: چرخ در اینجا به معنای فلک و روزگار است که در ادبیات کهن به عنوان عامل تقدیر و سرنوشت شناخته می‌شود. نیم‌نانی و آشیان نمادهای قناعت و حداقل‌های زندگی هستند.

نی طالب کس بود نه مطلوب کسی گو شاد بزی که خوش جهانی دارد

چنین شخصی نه نیازمند کسی است که به دنبال او باشد و نه خود در بندِ کسی است؛ پس به او بشارت ده که شادمان زندگی کند، چرا که او با همین قناعت، دنیایی سراسر لذت و خوشی برای خود ساخته است.

نکته ادبی: طالب و مطلوب نشان‌دهنده رابطه دوسویه نیاز هستند. نفیِ هم‌زمان این دو، تبیین‌گرِ اوجِ آزادگی و استقلالِ فردی از وابستگی‌های عاطفی و اجتماعی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه نیم‌نانی و آشیان

اشاره به حداقل نیازهای مادی برای بقا و نماد بارز قناعت و ساده‌زیستی.

تضاد و تناسب طالب و مطلوب

تقابل میانِ نیاز داشتن به دیگران و مورد نیاز واقع شدن توسط دیگران برای نشان دادن استقلال کامل.

استعاره چرخ

استعاره از گردشِ ایام و دهر که در دیدگاه شاعر، تأمین‌کننده (یا دریغ‌کننده) روزی انسان است.