دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۸۹

مولوی
آن کس که بر آتش جهانم بنهاد صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد
چون شش جهتم شعلهٔ آتش بگرفت آه کردم و دست بر دهانم بنهاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات، گرفتار آمدن در چنبره‌ی رنج و اندوهی جانکاه را تصویر می‌کند که نه تنها تمام هستی او را در بر گرفته، بلکه حتی مجالِ شکوه و فریاد را نیز از او ستانده است. فضایی که ترسیم شده، فضایی خفقان‌آور و مملو از درد است که در آن، شخصِ مسببِ این آلام، با بی‌رحمی تمام، راهِ ابرازِ اندوه را بر عاشقِ دل‌سوخته بسته است.

این سروده، بازتاب‌دهنده‌ی وضعیتی است که در آن ستمگر یا تقدیر، پس از سوزاندنِ تمامِ وجودِ قربانی، او را از نالیدن نیز منع می‌کند تا درد در درونِ او محبوس بماند. استعاره‌های آتش و خفقان در این اثر، اوجِ استیصال و ناتوانی انسان در برابر فشارهای طاقت‌فرسای بیرونی را به شکلی تأثیرگذار بیان می‌کند.

معنای روان

آن کس که بر آتش جهانم بنهاد صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد

کسی که هستی مرا به آتش کشید و وجودم را در شعله‌های اندوه غرق کرد، زبانی پر از گلایه و سخنان آتشین به من بخشید که گویی شعله‌هایی از درد بر آن جاری است.

نکته ادبی: زبانه در اینجا هم به معنی شعله آتش است و هم استعاره‌ای از سخن گفتن و کلام تند و سوزناک. آتش بر جهان نهادن کنایه از ایجاد آشوب و بلا در زندگی است.

چون شش جهتم شعلهٔ آتش بگرفت آه کردم و دست بر دهانم بنهاد

زمانی که تمام ابعاد وجودم در آتش فراق و رنج گرفتار شد، خواستم آهی از سر درد بکشم، اما او دست بر دهانم گذاشت تا مبادا فریاد دادخواهی سر دهم و درد خود را بازگو کنم.

نکته ادبی: شش جهت در ادبیات به معنای تمام ابعاد فضا شامل بالا، پایین، چپ، راست، پیش و پس است که کنایه از احاطه شدن کامل توسط درد و رنج می‌باشد.

آرایه‌های ادبی

کنایه آتش بر جهان نهادن

استعاره‌ای برای توصیف گرفتار کردن فرد در رنج و سختیِ غیرقابل‌تحمل.

مراعات نظیر زبانه و زبان

برقراری ارتباط لفظی و معنایی میان زبانِ فیزیکی و شعله‌های آتش که دلالت بر کلامِ تند و سوزناک دارد.

کنایه شش جهت

کنایه‌ای از همه‌سو و تمامِ هستی فرد که در سیطره‌ی آتشِ درد و بلا قرار گرفته است.