دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۸۰

مولوی
آن روز که روز ابر و باران باشد شرط است که جمعیت یاران باشد
زانروی که روییار را تازه کند چون مجمع گل که در بهاران باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش همدلی و همنشینی در ایام لطیف طبیعت می‌پردازند. شاعر بر این باور است که روزهای بارانی و ابری، بهانه‌ای نیکو برای گرد هم آمدن دوستان و زدودن غبار دلتنگی از چهره یکدیگر است.

فضای حاکم بر این سخن، آکنده از صمیمیت، امید و لذت بردن از لحظات گذرای هستی در کنار یاران است که موجب طراوت روح و جان می‌شود.

معنای روان

آن روز که روز ابر و باران باشد شرط است که جمعیت یاران باشد

در روزهایی که هوا ابری است و باران می‌بارد، لازم و شایسته است که دوستان در کنار یکدیگر جمع شوند.

نکته ادبی: عبارت شرط است در اینجا به معنای بایستگی و ضرورت عرفی برای بهره‌مندی از لذت همنشینی است.

زانروی که روییار را تازه کند چون مجمع گل که در بهاران باشد

این همنشینی از آن جهت اهمیت دارد که شادابی و طراوت طبیعت در این ایام، چهره دوستان را نیز تازه و درخشان می‌کند، همان‌گونه که در فصل بهار، گرد هم آمدن گل‌ها جلوه‌ای تماشایی و زیبا دارد.

نکته ادبی: روییار در اینجا به معنای یار و همراهی است که چهره به چهره با آدمی است. تشبیه چهره یاران به گل، از تشبیهات رایج و دل‌انگیز در ادبیات کلاسیک است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون مجمع گل که در بهاران باشد

شاعر جمع دوستان را به بوستانی از گل در فصل بهار تشبیه کرده تا حس طراوت و زیبایی همنشینی را القا کند.

مراعات نظیر ابر، باران، بهاران، گل

به کارگیری واژگانی که همگی در حوزه معنایی طبیعت هستند، سبب انسجام و تصویرسازی قوی‌تر در ذهن مخاطب شده است.