دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۷۹

مولوی
آن روز که چشم تو ز من برگردد وز بهر تو کشتنم میسر گردد
در غصهٔ آنم که چه خواهم عذرت گر چشم تو در ماتم من تر گردد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با نگاهی سراسر مهر و فداکاری به موضوع عشق می‌نگرد. کانون توجه عاشق، حتی در لحظات وداع و مرگ نیز خود او نیست، بلکه نگرانی از رنجی است که معشوق پس از او متحمل خواهد شد.

فضای حاکم بر شعر، فضایی سرشار از دردمندی و ایثار است. عاشق به قدری در بند عشق گرفتار است که حتی تصور اینکه معشوق به خاطر مرگ او اشک بریزد، برایش ناگوارتر از خودِ مرگ است و این اوجِ دلدادگی است.

معنای روان

آن روز که چشم تو ز من برگردد وز بهر تو کشتنم میسر گردد

روزی که نگاهت را از من دریغ کنی و شرایط به‌گونه‌ای رقم بخورد که کشتنِ من برای تو آسان و ممکن شود، در واقع آن روز آغازِ مصیبتِ من است.

نکته ادبی: واژه «میسر» به معنای مهیا و ممکن است که در اینجا به مفهوم آمادگیِ عاشق برای مرگ در راهِ معشوق به کار رفته است.

در غصهٔ آنم که چه خواهم عذرت گر چشم تو در ماتم من تر گردد

من در این اندوه هستم که اگر روزی در سوگِ من، چشمانِ تو گریان و اشک‌آلود شود، چگونه می‌توانم آن غم را تحمل کنم و چه عذری برای این رنجِ تو خواهم داشت؟

نکته ادبی: «عذرت» در این بیت به معنای توجیه و عذرخواهی برای رنجی است که معشوق در سوگ عاشق می‌کشد، که نشان از عمقِ ادب و مهرورزیِ عاشق دارد.

آرایه‌های ادبی

مبالغه کشتنم میسر گردد

شاعر با اغراق در فداکاری، مرگِ خود را در راهِ معشوق چنان سهل و ممکن می‌داند که گویی از جان‌گذشتن برای او امری عادی است.

تصویرسازی چشم تو در ماتم من تر گردد

استعاره‌ای برای سوگواری و گریستنِ معشوق که تصویری تأثربرانگیز از وفاداری در مرگ را ترسیم می‌کند.