دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۷۵

مولوی
آن را منگر که ذوفنون آید مرد در عهد و وفا نگر که چون آید مرد
از عهدهٔ عهد اگر برون آید مرد از هرچه صفت کنی فزون آید مرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلام در ستایش گوهرِ وفاداری و تعهد در شخصیت انسانی است. شاعر با رویکردی اخلاق‌مدارانه، برتری صفاتِ درونی و انسانی را بر دانش و مهارت‌های ظاهری تأکید می‌کند.

مفهوم اصلی این است که ارزش حقیقی یک انسان در میزان پایبندی او به قول و قرارها و عهد و پیمان‌هایی است که می‌بندد؛ چرا که تخصص و دانشِ تنها، بدون تعهد و وفا، عیار نهاییِ یک انسان را تعیین نمی‌کند و ملاک برتری انسان، مسئولیت‌پذیری اوست.

معنای روان

آن را منگر که ذوفنون آید مرد در عهد و وفا نگر که چون آید مرد

فریبِ دانش، مهارت‌ها و توانمندی‌های ظاهری یک فرد را نخور و معیارِ ارزش‌گذاریِ او را بر این مبنا قرار نده؛ بلکه بنگر که او در برابر عهد، پیمان و وفاداری‌اش چگونه عمل می‌کند و آیا به قول خود پایبند است یا خیر.

نکته ادبی: واژه «ذوفنون» به معنای کسی است که صاحب دانش و فنون بسیار است. در این بیت تقابلی معنایی میان «فنون» (که به ظاهر انسان مربوط است) و «وفا» (که به باطن انسان مربوط است) برقرار شده است.

از عهدهٔ عهد اگر برون آید مرد از هرچه صفت کنی فزون آید مرد

اگر انسانی بتواند به وعده و پیمانی که بسته است عمل کند و به درستی از عهده‌ی آن برآید، ارزشِ وجودی و جایگاه انسانی او از هرگونه توصیف و ستایشی که درباره‌اش بیان کنی، فراتر و والاتر است.

نکته ادبی: عبارت «از عهده برآمدن» کنایه از توانایی انجام دادنِ کاملِ یک تعهد و به سرانجام رساندنِ یک مسئولیت است.

آرایه‌های ادبی

تکرار مرد

تکرار واژه «مرد» در پایان تمام مصراع‌ها، ضمن ایجاد موسیقی درونی، بر محوریت شخصیت و هویتِ انسانی تأکید دارد.

تضاد فنون / وفا

تقابل میان مهارت‌های اکتسابیِ ظاهری (ذوفنون) و فضیلتِ درونی (وفا) برای تبیین برتری اخلاق بر دانش.

کنایه از عهده برآمدن

کنایه از تواناییِ کامل در انجام دادنِ یک عهد و مسئولیت.