دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۶۵

مولوی
آن خوبانی که فتنهٔ بتکده اند ما را به خرابات بتان ره زده اند
کافر دل و خونخواره این ره بده اند وز مکر چنین عابد و زاهد شده اند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تابلویی از تقابلِ ظاهرِ فریبنده و باطنِ ویرانگر است. شاعر با نگاهی منتقدانه به شخصیت‌هایی که در ظاهر مقدس و پارسا می‌نمایند، پرده از فریب‌کاری آنان برمی‌دارد و اشاره می‌کند که چگونه زیباییِ ظاهری، ابزاری برای به بند کشیدن دل‌ها و گمراهیِ سالکان از مسیر اصلی می‌شود. در این فضایِ شک‌آلود، مرز میان دین‌داری و بی‌دینی در نوسان است و شاعر به مخاطب هشدار می‌دهد که در پسِ نقابِ زهد، چه بی‌رحمی‌ها و قساوت‌هایی نهفته است.

معنای روان

آن خوبانی که فتنهٔ بتکده اند ما را به خرابات بتان ره زده اند

آن زیبا‌رویان که مایهٔ آشوب و گمراهی در بتکده‌ها هستند، با جلوه‌گری خود، ما را به سویِ خراباتی کشانده‌اند که محل پرستش بتان (محبوبان دنیوی) است و ما را از مسیر تعادل و عقلانیت منحرف کرده‌اند.

نکته ادبی: واژه خرابات در ادبیات عرفانی و عاشقانه، به معنای مکان‌های غیرمتعارف و دور از زهدِ ریایی است که در آن، عاشق به دور از قید و بندهایِ اجتماعی به محبوب می‌پردازد.

کافر دل و خونخواره این ره بده اند وز مکر چنین عابد و زاهد شده اند

اینان در باطن، بی‌دین و بی‌رحم هستند، اما با استفاده از نیرنگ و مکر، خود را در ظاهر به شکل عابد و زاهدِ خداپرست آراسته‌اند تا دیگران را فریب دهند.

نکته ادبی: ترکیب کافر دل استعاره از قساوت قلب و بی‌اعتقادیِ باطنی است که در تقابلِ مستقیم با عابد و زاهد بودنِ ظاهری قرار گرفته تا تناقضِ میان ظاهر و باطن را نشان دهد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) عابد و زاهد در مقابل کافر دل

شاعر با کنار هم قرار دادن واژگانِ نمادِ تقدس و بی‌دینی، تناقضِ رفتاریِ معشوقِ فریبکار را برجسته کرده است.

استعاره فتنهٔ بتکده

زیباییِ محبوب به فتنه تشبیه شده است؛ چرا که مانند آشوب و بلوا، آرامشِ دلِ عاشق را برهم می‌زند.