دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۶۲

مولوی
آن تازه تنی که در بلای تو بود آغشته به خون کربلای تو بود
یارب که چه کار دارد و کارستان آن بی کاری که از برای تو بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، تصویری سوزناک و در عین حال شکوهمند از فداکاری و ایثار در راهِ حق را ترسیم می‌کند. شاعر در این قطعه، با نگاهی عارفانه به واقعه کربلا می‌نگرد و تنِ پاک و تازه شهید را قربانیِ راهِ عشق می‌داند که اگرچه در ظاهر رنج و بلاست، اما در باطن، حماسه‌ای بزرگ و جاودانه است.

مفهوم محوریِ این ابیات، پیوند میانِ فداکاریِ فردی با مشیّت الهی است؛ جایی که از خود گذشتن و در مقامِ «بی‌کاری» یا تسلیمِ محض قرار گرفتن، به کارستانی بزرگ و اثرگذار در تاریخ تبدیل می‌شود.

معنای روان

آن تازه تنی که در بلای تو بود آغشته به خون کربلای تو بود

آن وجودِ جوان و پاکیزه‌ای که در مسیرِ امتحان و عشقِ تو قرار گرفت، در معرکه‌ی کربلا به خونِ خود غلتید و به شهادت رسید.

نکته ادبی: ترکیب 'تازه تن' کنایه از جوانی و طراوتِ از دست رفته است و 'بلا' در اینجا به معنای محنت و آزمونِ الهی به کار رفته است.

یارب که چه کار دارد و کارستان آن بی کاری که از برای تو بود

خدایا! چقدر کارِ بزرگ و شگفت‌انگیزی انجام داد آن کسی که با تسلیمِ مطلق و بدونِ هیچ ادعایی، خود را برای تو فدا کرد.

نکته ادبی: واژه 'بی‌کاری' در اینجا به معنای نفی اراده‌ی شخصی در برابر خواستِ پروردگار است که با 'کارستان' که به معنای کارِ بزرگ است، تضادِ معناییِ زیبایی دارد.

آرایه‌های ادبی

تلمیح کربلای تو

اشاره به حماسه‌ی عاشورا و واقعه‌ی شهادت امام حسین (ع) و یارانش.

تضاد و پارادوکس بی‌کاری / کارستان

ایجاد تقابل میان نفیِ اراده‌ی خود و عظمتِ حماسه‌ی حاصل از آن.

کنایه تازه تنی

اشاره به جوانی و طراوتِ پیکرِ شهید که در راهِ معشوق فدا شده است.