دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۵۷

مولوی
ای آنکه کنی کون و مکانرا محدث پاکی و منزهی ز نسیان و حدث
جز فکر تو در سرم همه عین خطاست جز ذکر تو بر زبان ضلالست و عبث

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در ستایش خداوند سروده شده‌اند و بر قدرت مطلق و ازلی بودن او در آفرینش جهان هستی تأکید دارند. شاعر در این قطعه به دنبال ترسیم چهره‌ای از پروردگار است که از هرگونه عیب و کاستی، همچون فراموشی یا تغییراتِ مادیِ هستی‌شناختی به دور است.

درونمایه اصلی این ابیات، دعوت به تفکر و ذکرِ حق‌تعالی است. شاعر با کنار نهادنِ تمامِ مشغولیت‌های ذهنی و کلامیِ غیرالهی، راه کمال و سعادت را تنها در پیوندِ قلبی و زبانی با ذات اقدس الهی می‌بیند و هر اندیشه‌ای جز او را گمراهی و هر کلامی غیر از یاد او را بیهوده می‌داند.

معنای روان

ای آنکه کنی کون و مکانرا محدث پاکی و منزهی ز نسیان و حدث

ای خدایی که جهان هستی و مکان را آفریده‌ای و به وجود آورده‌ای، تو از هرگونه فراموشی و پدیده‌های نوظهور و مادی، پاک و منزه هستی.

نکته ادبی: کون و مکان ترکیبی برای اشاره به کل عالم خلقت است و محدث در اینجا صفت فاعلی به معنای پدیدآورنده است.

جز فکر تو در سرم همه عین خطاست جز ذکر تو بر زبان ضلالست و عبث

هر اندیشه‌ای غیر از اندیشیدن به تو در سر من، سراسر اشتباه محض است و هر سخنی که جز یاد تو بر زبان آورم، گمراهی و کاری بی‌فایده است.

نکته ادبی: عین خطا یعنی خودِ خطا و مظهر آن؛ و ضلال به معنای گمراهی در مقابل هدایتِ الهی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تناسب کون و مکان

به کارگیری دو واژه که در معنای جهان هستی با هم ارتباط منطقی دارند.

تکرار جز... جز...

تکرار کلمه «جز» برای تأکید بر انحصارِ مطلق توجه و ذکر به سوی خداوند.

تضاد فکر تو / غیر آن

تقابل میان فکر و ذکرِ الهی با هرگونه فکر و ذکرِ غیرالهی برای نشان دادن مسیر کمال.