دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۴۸

مولوی
هر صورت کاید به از او امکان هست چون بهتر از آن هست نه معشوق منست
صورتها را همه بران از دل خویش تا صورت بیصورت آید در دست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوتی است به فراتر رفتن از مرزهای تخیل و پدیده‌های محدود دنیوی برای رسیدن به ذات لایزال الهی. شاعر معتقد است که هر آنچه چشم می‌بیند یا ذهن تصور می‌کند، سایه‌ای از حقیقت است و نباید آن را حقیقتِ نهایی پنداشت.

برای رسیدن به معشوق ازلی، سالک باید دل خود را از هرگونه وابستگی به صور خیالی و مظاهر محدود پاک کند؛ زیرا تا زمانی که آینه دل با تصاویرِ دنیوی پوشیده باشد، جایی برای تجلیِ حقیقتِ مطلق باقی نمی‌ماند.

معنای روان

هر صورت کاید به از او امکان هست چون بهتر از آن هست نه معشوق منست

هر شکل و تصویری که در ذهن یا جهان پدیدار می‌شود، قطعاً ممکن است که زیباتر و کامل‌تر از آن نیز در جای دیگری وجود داشته باشد.

نکته ادبی: صورت در اینجا به معنای شکل و تصویر ذهنی است. مفهوم فلسفی امکان در اینجا به نقصِ پدیده‌ها اشاره دارد.

صورتها را همه بران از دل خویش تا صورت بیصورت آید در دست

از این رو، چون آن تصویر محدود است و کمالِ مطلق نیست، آن معشوق حقیقی من نمی‌تواند باشد.

نکته ادبی: استدلال منطقی شاعر برای نفیِ بت‌پرستی ذهنی و مادی. حرف اضافه 'نه' در اینجا برای تاکید بر تفاوتِ معشوق ازلی با پدیده‌هاست.

آرایه‌های ادبی

متناقض‌نما (Paradox) صورت بی‌صورت

تلفیق دو واژه متضاد برای توصیف حقیقتی که فراتر از درکِ حسی و ظاهری است.

استعاره صورت

به کارگیری واژه صورت برای اشاره به تمامی پدیده‌های ظاهری و تعلقات ذهنی که حجاب راهِ حق هستند.

منطقِ استدلالی هر صورت کاید به از او امکان هست

بهره‌گیری از استدلال عقلی برای اثباتِ برتری و تعالیِ معشوق بر تمامی مظاهر دنیوی.