دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۴۵

مولوی
هر روز حجاب بیقراران بیش است زان درد من از قطرهٔ باران بیش است
آنجا که منم تا که بدانجا که منم دو کون چه باشد که هزاران بیش است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده شدتِ دردِ دوری و اشتیاق وافرِ عاشقی است که در هر لحظه احساس می‌کند فاصله‌اش با معشوق رو به فزونی است. شاعر با زبانی استعاری، این حرمان و دوری را چنان بزرگ می‌شمارد که باران‌های عالم و حتی جهان‌های هستی در برابر آن ناچیز جلوه می‌کنند.

در این فضا، وجودِ عاشق در تقابل با «دو کون» یا همان دنیا و آخرت قرار می‌گیرد و شاعر ثابت می‌کند که در مقیاسِ عشق، تمامِ هستیِ مادی در برابر رنجِ دوری از معشوق، ذره‌ای بیش نیست و این نشان‌دهنده عظمتِ تجربه عاشقانه است.

معنای روان

هر روز حجاب بیقراران بیش است زان درد من از قطرهٔ باران بیش است

هر روز که می‌گذرد، فاصله و پرده‌های میان من و معشوق (که نشان از بی‌تابی عاشقان است) بیشتر می‌شود و به همین دلیل، درد و رنج من از شمار قطرات باران هم فراتر رفته است.

نکته ادبی: واژه «حجاب» در اینجا به معنای مانع و فاصله معنوی میان عاشق و معشوق به کار رفته و «بیقراران» استعاره از سالکان راه حق است.

آنجا که منم تا که بدانجا که منم دو کون چه باشد که هزاران بیش است

فاصله‌ای که از جایگاه من تا جایگاه معشوق وجود دارد، چنان عظیم است که «دو کون» (دنیا و آخرت) در برابر آن ناچیز است، گویی هزاران جهان میان ما فاصله افتاده است.

نکته ادبی: «دو کون» ترکیبی است به معنای دنیا و آخرت که در متون عرفانی برای اشاره به تمام هستی مادی و ماورایی به کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

اغراق (مبالغه) از قطرهٔ باران بیش است

شاعر برای بیان شدت رنج خود، آن را با شمار قطرات باران مقایسه کرده که نمادی از بی‌پایانی است.

استعاره حجاب

اشاره به موانع معنوی و دوری که مانع رسیدن عاشق به معشوق می‌شود.

تضاد من و دو کون

مقایسه جایگاه فردی عاشق با کل هستی برای نشان دادن اهمیت دوری از معشوق.