دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۴۲

مولوی
هر ذره که در هوا و در هامونست نیکو نگرش که همچو ما مجنونست
هر ذره اگر خوش است اگر محزونست سرگشته خورشید خوش بیچونست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نگاهی عرفانی و کل‌نگر به هستی است که در آن تمام اجزای جهان، از کوچک‌ترین ذرات تا کل کائنات، در تکاپوی عشق و در پیوستگی با مبدأ هستی قرار دارند. شاعر با نگاهی وحدت‌گرایانه، جدایی میان انسان و طبیعت را برمی‌دارد و معتقد است که همه‌ی موجودات، چه در حال شادی باشند و چه در حال غم، همگی سرگشته و حیرانِ آن حقیقتِ بی‌همتایی هستند که منشأ همه‌ی زیبایی‌ها و سرگشتگی‌هاست.

معنای روان

هر ذره که در هوا و در هامونست نیکو نگرش که همچو ما مجنونست

تمام اجزای عالم که در آسمان‌ها و دشت‌ها پراکنده‌اند را با دقت بنگر؛ خواهی دید که همه‌ی آن‌ها نیز همچون ما عاشقانِ سرگشته و مجنونِ درگاه حق هستند.

نکته ادبی: هامون به معنای زمینِ هموار و دشت است. در اینجا ذره نماد هستی و کثرت موجودات در برابر وحدت الهی است.

هر ذره اگر خوش است اگر محزونست سرگشته خورشید خوش بیچونست

این ذراتِ عالم، چه در حال خوشی باشند و چه در غم و اندوه به سر برند، همگی سرگشته و حیرانِ آن خورشیدِ تابان و بی‌همتایی هستند که خارج از دسترس فهم و وصف بشر است.

نکته ادبی: خورشیدِ بی‌چون استعاره‌ای فاخر برای ذات حق‌تعالی است. صفت بی‌چون به معنای فراتر از کیف و کم و وصف‌ناپذیر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خورشید خوش بیچون

اشاره به ذات خداوند که منشأ نور و حیات است اما فراتر از وصف و چگونگی است.

تشخیص (انسان‌انگاری) هر ذره ... مجنون است

نسبت دادن صفت جنون و عاشقی به ذرات بی‌جان عالم که نشان‌دهنده جریان عشق در تمام هستی است.

تضاد خوش و محزون

تقابل حالات روانی ذرات که نشان می‌دهد عشق الهی هم در شادی و هم در غم جاری است.