دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۳۹

مولوی
هر درویشی که در شکست خویش است تا ظن نبری که او خیال اندیش است
آنجا که سراپردهٔ آنخوش کیش است از کون و مکان و کل عالم پیش است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ جایگاهِ والایِ سالکِ راهِ حقیقت می‌پردازد که با شکستنِ منیت و خودخواهی، از قیدِ جهانِ مادی رها شده است. شاعر تأکید می‌کند که فروتنیِ ظاهریِ این افراد، نه نشانه‌ی سستی یا خیال‌پردازی، بلکه نشانه‌ی دست‌یابی به مقامی است که فراتر از عالمِ مادی و محدودیت‌های زمان و مکان قرار دارد.

معنای روان

هر درویشی که در شکست خویش است تا ظن نبری که او خیال اندیش است

هر سالک و درویشی که در حالِ درهم‌شکستنِ غرور و خودخواهیِ خویش است، گمان مبر که او فردی خیال‌باف و دور از واقعیت است.

نکته ادبی: شکستِ خویش در متون عرفانی کنایه از از بین بردنِ نفسِ اماره و تکبر است که لازمه‌یِ رسیدن به کمال معنوی است.

آنجا که سراپردهٔ آنخوش کیش است از کون و مکان و کل عالم پیش است

آن مقام و جایگاهی که آن شخصِ خوش‌سیرت و صاحب‌کمال در آن قرار دارد، فراتر از عالمِ مادی و تمامیِ محدودیت‌های جهانِ هستی است.

نکته ادبی: کون و مکان اصطلاحی است که به جهانِ آفرینش و محدودیت‌های مادی اشاره دارد و در اینجا در برابرِ جایگاهِ معنویِ سالک قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه شکستِ خویش

اشاره به فروتنی و درهم‌شکستنِ تکبر و منیّت.

استعاره سراپرده

استعاره از جایگاه و مقامِ معنویِ سالکِ حقیقی.

تضاد مفهومی کون و مکان

بیانِ عالمِ مادی و محدود در مقابلِ عالمِ معنا و بی‌پایان.