دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۳۲

مولوی
هجران خواهی طریق عشاقانست وانکو ماهیست جای او عمانست
گه سایه طلب کنند و گاهی خورشید آن ذره که او سایه نخواهد جانست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار با بیانی عرفانی، ذات پررنج و در عین حال والای عشق را به تصویر می‌کشند. در نگاه شاعر، دوری و فراق نه تنها مانع نیست، بلکه راه و رسم عاشقی است و همان‌گونه که هر موجودی جایگاه طبیعی خود را دارد، عاشق نیز در دریای بی‌کرانِ عشق غوطه‌ور است.

در بخش دوم، شاعر به تضاد درونی انسان میان آسایش و حقیقت می‌پردازد. روح‌های بلند و حقیقت‌جو، گاهی در پیِ پناهگاه‌های امن و زمانی مشتاقِ مواجهه با حقیقتِ مطلق هستند و آن‌که از تعلقات و سایه‌های دنیا رها شده، به حقیقتِ جان دست یافته است.

معنای روان

هجران خواهی طریق عشاقانست وانکو ماهیست جای او عمانست

اگر خواهان تجربه عشق هستی، بدان که دوری و فراق راه و رسم عاشقان واقعی است؛ همان‌طور که یک ماهی جایگاهش در اعماق دریای عمان است و جز در آنجا آرام نمی‌گیرد.

نکته ادبی: هجران به معنای جدایی است و عمان در اینجا استعاره از دریای بی‌کرانِ حقیقت یا معشوق است.

گه سایه طلب کنند و گاهی خورشید آن ذره که او سایه نخواهد جانست

عاشقان گاهی به دنبال آرامش و آسایش (سایه) هستند و گاهی مشتاق مواجهه با حقیقتِ روشن (خورشید)؛ اما آن ذره‌ای که از سایه و پناهگاه بی‌نیاز است، به حقیقتِ جان و کمالِ هستی رسیده است.

نکته ادبی: ذره نماد انسانِ ناچیز در برابر هستی است که با نفی خود و تعلقات، به حقیقت می‌رسد.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماهی و عمان

ماهی نماد عاشق و عمان نماد دریای حقیقت و معشوق است که جایگاه اصلی عاشق است.

تضاد سایه و خورشید

تضاد میان آرامش‌های دنیوی (سایه) و مواجهه با حقیقت محض و پرشور (خورشید).